راستش وقتي كامران از روز خواستگاريش از الهام گفت منم گفتم روزي كه مخاطبم ازم خواستگاري كردو براتون بگم
از اونجايي كه ما فاميل بوديم هميشه بهم ميگفتيم داداش وابجي اما پيش خودمون بمونه من هيچوقت اونو مث داداشم دوس نداشتم ازهمون اول عاشقش بودم اومد جلومو اسممو صدام كرد منم گفت بله داداش انگار عصباني شد گفت ميشه ديگه بهم نگين داداش منم گفتم چرا؟من من كردوگفت ميخوام يه چيزي رو رك بهتون بگم منم گفتم بگين گفت من نميتونم به چشم خواهري نگاتون كنم؟ ميشه ديگه خواهرم نباشين منم گفتم چرا ؟ اونم گفت چون ميخام نزديك تر از خواهرم بهم باشين
دروغ چرا از خوشحالي داشتم پر درمياوردم اما به روم نياوردم اخم كردمو رفتم شب بعد تو حياطمون باز جلومو گرفت گفت جواب؟راستش اشكام ريختن گفت جوابم گرفتم اون شب بهترين شب زندگيم بود