m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

انتظاری نداشتم ! نمیخواستم میان این همه چشم حسود مراببوسی ، نمیخواستم کنار این همه گوش کنجکاو بگویی دوستت دارم . از سایه های سنگین نگاهشان بر پلکهایت بود که تو چشمانت را بستی . همه چیز تیره و تار شد .چشمانت را که می بستی ، فکر من هم بودی ؟؟
میدانستی که دهانم از واژه های تلخ پر می شود ؟ اعتیاد دارم به عادت عشقت ! شاید می بایست ترکت کنم ، عادت کنم به خماریت ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.