آ

آرش

@آرش · ۹۴ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

آ
آرش ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
دركودكى:
پاكن هايي ز پاكى داشتيم،يك تراش سرخ لاكي داشتيم كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت،دوشمان از حلقه هايش درد داشت، گرمي دستانمان از آه بود،برگ دفترهايمان از كاه بود،تا درون نيمكت جا ميشديم ما پر از تصميم كبرى ميشديم،با وجود سوز و سرماى شديد،ريزعلي پيراهنش راميدريد،كاش ميشد باز كوچك ميشديم لااقل يك روز كودك ميشديم!!پاييزتان مبارك!</p>

آ
آرش ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
بارآخر..
من ورق را با دلم بر ميزنم!!
بار ديگر حكم كن!
اما نه بي دل!
با دلت
دل حكم كن
حكم دل : هركه دل دارد بيندازد وسط
تا كه ما دلهايمان را رو كنيم!!
دل كه روي دل بيافتاد،عشق حاكم ميشود،،پس به حكم عشق،،بازي ميكنيم.. اين دل من.!
رو بكن حالادلت را...! دل نداري؟
بر بزن انديشه ات را...! حكم لازم: دل گرفتن!! دل سپردن... هر دو لازم! عشق لازم...</p>