دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست/
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست/قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو/
گاه گاهی که بیادت بنشینم کافیست.
@آرش · ۹۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست/
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست/قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو/
گاه گاهی که بیادت بنشینم کافیست.
روزگــــــار... نبـــــــــــــــــودنت را برایم،
دیــــکته میکند، و باز هم نمره من میشود;
صفــــــــــــــــــــــــــر!!!
هنوز،
نبودنت را یاد نگرفتم
درمقابل بی مهری ها روزه سکوت گرفته ام...!فقط یک سوال...!؟فرو دادن این همه بغض،روزه ام را باطل نمیکند!؟
مثل آسمان میمانی دوستت دارم اما...نمیتوانم داشته باشمت..
امروز به آنهایی می اندیشم که روی شانه هایم گریه کردند!
و نوبت من که شد همه شانه خالی کردند!
هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم
می بافم؛یلدا پیشاپیش مبارک.
نگران فردایت نباش...
"خدای دیروز و امروزت"
فردا هم هست،
" فردایت قشنگ"
مي دوني اوج بدبياري يه خانم كجاست؟
اينكه بره بهشت...
ولي ببينه فاميلاي شوهرش هم اونجان!!
از لبخندت براي تغيير دنيا استفاده كن...مگذار دنيا لبخندت را تغيير دهد!
تا يادت مي كنم باران مي آيد نميدانستم لمس خيالت هم وضو ميخواهد.
<p>
سهل كنيد سخت را خانه بريد بخت را عيد غدير مى رسد ضرب زنيد طبل را پيشه كنيد عدل را عيد غدير مى رسد باده دهيد جام را قند زنيد كوزه را عيد غدير مى رسد آب دهيد تشنه را دور كنيد غصه را عيد غدير مى رسد</p>
<p>
به ستاره ها خواهم سپرد بر جاده هاي شبت بتابند تا مسير آرزوهايت بي نور نماند</p>
<p>
فال حافظ زدنت از پى دلتنگى كيست؟
ما كه هر لحظه به ياد تو و دلتنگ توييم..
</p>
<p>
دركودكى:
پاكن هايي ز پاكى داشتيم،يك تراش سرخ لاكي داشتيم كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت،دوشمان از حلقه هايش درد داشت، گرمي دستانمان از آه بود،برگ دفترهايمان از كاه بود،تا درون نيمكت جا ميشديم ما پر از تصميم كبرى ميشديم،با وجود سوز و سرماى شديد،ريزعلي پيراهنش راميدريد،كاش ميشد باز كوچك ميشديم لااقل يك روز كودك ميشديم!!پاييزتان مبارك!</p>
<p>
نميدانم دركجاي خاطراتم ايستاده اي كه از حواس لحظه هايم پرت نمي شوي...</p>
<p>
باز پاييز است..اندكى از مهر پيداست...
حتى در اين دوران بى مهرى
باز هم پاييز زيباست!
مهرتان افزون.. "پاييزتان پيشاپيش مبارك"</p>
<p>
بارآخر..
من ورق را با دلم بر ميزنم!!
بار ديگر حكم كن!
اما نه بي دل!
با دلت
دل حكم كن
حكم دل : هركه دل دارد بيندازد وسط
تا كه ما دلهايمان را رو كنيم!!
دل كه روي دل بيافتاد،عشق حاكم ميشود،،پس به حكم عشق،،بازي ميكنيم.. اين دل من.!
رو بكن حالادلت را...! دل نداري؟
بر بزن انديشه ات را...! حكم لازم: دل گرفتن!! دل سپردن... هر دو لازم! عشق لازم...</p>
<p>
گلخنده شوال به ناهيد مبارك
ابروى خوش ماه به خورشيد مبارك
آمد خبر از عرش وداع رمضان است
عيد است به ياران خبر عيد مبارك</p>
<p>
خالق من "بهشتي" دارد، نزديك، زيبا و بزرگ،و
" دوزخي" دارد،به گمانم كوچك و بعيد، و در پي دليلى است كه ببخشد ما را،گاهي به بهانه يك دعا در حق ديگري.. شايد امشب آن شب بي دليل باشد. دعاگويت هستم،دعايم كن .</p>
<p>
" اسير " گذر زمان نباش...
" اثر " گذار باش...</p>