ی

یحیی

@khoda · ۱۶۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷۲ رأی)

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
مقایسه گوشی های لمسی و با گوشیهای ساده
پولی ک میخای بدی یه گوشی تاچ مدل بالا بخری میتونی بدی ده پونزده تا گوشی ساده بخری
وقتی اعصابت خورده گوشی ساده خودتو میکوبی ب دیوار بعدشم جمعش میکنی میبندیش سره�
ولی اگه گوشی تاچت افتاد زمین چن تا سکته ناقص همزمان میکنی
گوشی ک ساده باشه یه هفته شارژ نگه میداره
ولی گوشی های تاچ هر روز باید شارژ بشه
گوشی ک ساده باشه فقط برا زنگ و اس ام اس استفاده میشه
اما گوشی تاچ ک داشته باشی فقط گرفتار آهنگ گوش دادن و بازی کردن و.. هستی و یا میری تو اینترنت و نیم باز و ...از کار و زندگی میفتی
خلاصه از هر نظر گوشی ساده
خصوصا نوکیا۱۱۰۰ بهتره</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
آقا تصور کنید خسته و کوفته دیر موقع از سر کار میای خونه
و درو آروم باز میکنی ک عشقت از خواب بیدار نشه
میبینی سر میز شام خوابش برده
یهو از خواب بیدار میشه با چشمای خوابالود و با ناز میاد دستشو حلقه میکنه دور کمرت و میگه من هنوز شام نخوردم تا تو بیای با هم بخوری�
یعنی این احساسی ک تو اون لحظه ب آدم دست میده ارزش مخارج سنگین زندگی و این همه بدهکاری و قسط وام و .... رو داره</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
هر شب ساعتها میدو�
تا سرحد مرگ
اونقد میدوم ک احساس میکنم گلوم آتیش میگیره
میدوم تا انقد خسته بشم ک وقتی سرمو گذاشتم رو بالشت خوابم ببره
گاهی انقد خسته میشم ک نمیتونم شام بخورم ولی وقتی لامپو خاموش میکنم و سرمو میذارم رو بالشت خواب از چشام میپره
و مثل هر شب غرق در افکارم میش�
افکاری ک منتهی میشه ب یه دختر
میدونم این عشق یک طرفه منو از پا در میاره اما همیشه میگم اونایی ک عاشق نیستن دیوونه ان
بسلامتی تمام عاشقای تنها</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
بابای شماهارو نمیدون�
ولی بابای من با این سنو سال داره مثل بولدوزر کار میکنه تا خرج خانوادشو بده
تا هزینه های سرسام آور دانشگاه منو بده
خودش سال تا سال یه پیرهن برا خودش نمیخره ولی همیشه پول میده تا من لباس ترم قبلمو نپوش�
ولی من چی
تا تقی ب توقی میخوره صدامو میبرم بالا
بقول خودش بابا نشدی ک حال منو بفهمی
سلامتی همه باباها ک مثل کوه پشت بچه هاشونن</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
امروز تولدم بود
و من فراموش کرده بود�
سایت دانشگاهو باز کردم دیدم نوشته دانشجوی عزیز تولدت مبارک
تصور کن چقد تنها شدم ک حتی خودم خودمو فراموش کرد�
از دیگران دیگه چ انتظاری میشه داشت؟
بعضی وقتا مثل الان از همه چی متنفر میش�
از این دنیا
از این زندگی
از این همه گرفتاری
از این همه جون کندن برا دو قرون پول
کاش موقع بدنیا اومدن خدا ازمون میپرسید میخای وارد این دنیا بشی یا نه؟</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
کیا یادشون میاد مبسرا اسم دانش آموزایی رو ک سر کلاس فضولی میکردن مینوشتن رو تخته سیاه
و با هربار تکرار فضولی جلو اسمش ضربدر میذاشت
تعداد ضربدرای هرکی بالاتر بود همه یه جوری نگاش میکردن ک انگار آدم کشته
اون بیچاره هم التماس میکنه ک اسمشو پاک کنه
اما مبسر قبول نمیکرد
و معلم سر میرسید و اونایی ک اسمشون رو تخته سیاه بودو تنبیه میکرد</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
آقا تو بیمارستان بودی�
یکی از پرستارای نچسب اونجا اومد پیش یکی از همراهای مریضا
گفت ببخشید شغل شما چیه
اونم گفت مغازه دار هست�
پرستاره گفت آهااااااااا
گفتم شمارو یه جایی دید�
شما سر خیابون حکیم فرزانه فروشکاه لباس زیر زنونه دارین
یارو گفت نه من تو طالقانی مغازه عرقیات دار�
و اینطوری شد ک تا چن روزی ک من بیمارستان بودم دیگه پرستاررو ندید�
ینی واقعن هافذه طسویری پرصطاره در حد امراتوری روم بودا
ببخشید ک اشتباه املاعی دارم آخه نفصه شبه چمشام درصط نمیبینن
&rlm;:)&rlm;&lrm;</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
پدر بزرگمو برده بودم بیمارستان
یه پیرمرده بود اونجا
نوه هاش اومده بودن ملاقاتش
یکیش حمید بود اسمش اون یکی زهرا
خلاصه پسره یک ساعت خودشو معرفی کرد بعد پرسید من کیم گفت حمید
پسره گفت خب خداروشکر حواس حاج آقا سر جاشه
بعد دختره ذوق مرگ شد گفت حاج آقا حتما منو میشناسه
پرسید اسم من چیه
گفت حمید
دختره گفت من زهرا�
دوباره پرسید من کیم گفت حمید
برا سلامتی همه مریضا لاییییییییک بلند</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
مواد لازم برای کشیدن قلیون پشت فرمون ماشین
یه بسته آدامس شیک موزی دقت کنید حتما شیک موزی باشه
یه پاکت سیگار بهمن کوتاه
حتما بهمن کوتاه
یه فندک
آدامسو میذاری تو دهنت
سیگارم روشن میکنی میذاری گوشه لبت
و وقتی دارین دود سیگارو میدین بیرون
همزمان آدامسو بجوین
واقعن با هههههههاله
البته شما امتحان نکن
برا سلامتیت ذرر داره
&rlm;:دی</p>

y
yahya az pa dena ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
دوران ابتدایی ب مناسبت روز معلم رو پنکه سقفی کلی گل برگ ریخت�
بعدش معلم ک اومد تو کلاس کلیدو زدم و گلبرگا ریخت رو سر معل�
و بلند گفتم روزت مبارک
عاقا این نامرد
منو آورد بیرون پازلفامو گرفت و کشید رو ب بالا
طوری ک من رو پنجه پاهام بودم بعدش یهو دو دستی زد تو گوش�
ک تا ساعت ها گوشم ویز وزیز میکرد و جای انگشتاش رو صورتم موند
امیدوارم خدا ذلیلش کنه
مردیکه روانی</p>