<p>
آقا تو بیمارستان بودی�
یکی از پرستارای نچسب اونجا اومد پیش یکی از همراهای مریضا
گفت ببخشید شغل شما چیه
اونم گفت مغازه دار هست�
پرستاره گفت آهااااااااا
گفتم شمارو یه جایی دید�
شما سر خیابون حکیم فرزانه فروشکاه لباس زیر زنونه دارین
یارو گفت نه من تو طالقانی مغازه عرقیات دار�
و اینطوری شد ک تا چن روزی ک من بیمارستان بودم دیگه پرستاررو ندید�
ینی واقعن هافذه طسویری پرصطاره در حد امراتوری روم بودا
ببخشید ک اشتباه املاعی دارم آخه نفصه شبه چمشام درصط نمیبینن
‏:)‏‎</p>