ق

قطره ای از هزاران

@aabd · ۴۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ق
قطره ای از هزاران ۱۲ سال پیش
پیام

چشمش به در بود چند مرتبه کوچه را تا انتها رفت وبرگشت
رهگذرها بهش میگفتن تو دیوونه شدی او اگر خواست بیاد به من وتو کاری نداره میاد
نمیدونست چی جواب بده پهن دشت دلش لبریز عشق شده بود
به انتظار یار.
آخه میدونی خیلیلا زمین روچسبیدن یادشون رفته که ...
مسافری در راهه...
او میاد چه بخوایم چه نه خوش بحال اونی که چشم به راهه...
یا حضرت صاحب الزمان(عج)

ق
قطره ای از هزاران ۱۲ سال پیش
پیام

خواهر اومده جلوش میگه داداش ، پس داداش اباالفضلت کو؟
مونده چی جواب خواهرو بده که سه ساله خودش میپرسه :
بابایی عمو عباس کو ؟ آب آوردین ؟
لحظاتی مکث کرد یهو فکری به سرش زد یه راست رفت خیمه داداش و عمود خیمه داداش را از جا درآورد ، خیمه فرو ریخت
روبه خواهر فرمود: زینب جان خودت را برای اسیری آماده کن.
یا قتیل العبرات
4جوکی ها لباس مشکی ها را آماده کنین بوی حسین زهرا(س)میاد

ق
قطره ای از هزاران ۱۲ سال پیش
پیام

آدم وقتی پای دلش واسته
تهش هرچی باشه خودش خواسته
آدم تا نمونه به پای خودش
نمی تونه پای کسی واسته
تو با عشق موندی کنارم که من
یه جایی تو این زندگی گل کن�
**خدایا ممنونم ازت**
راستی تو چقد از بودن در کنار خدا لذت میبری؟؟
هر لایک یک الحمدلله