م

مرتضی

@بامرتض · ۲۳۶ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۶۱ رأی)

آ
جوک

داشتیم فیلم هندی میدیدی�
سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رونابود کرد!
گفتم بابا ایناخالی بندیـــه!
بابام برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه ، تو بوی سیگار میـدی!
هیچی دیگه ضایع شدیم نشستیم ادامه فیلم رو نیگا کردیم.

آ
جوک

دیشب مامانم مهربون شد درحال حرف زدن با مهمونا چایی برداشت بهم بده بعد یه قطره از چایی از دست خودش ریخت روپاش
همچین با پشت دستی زد تو دهنم که مثه اعلامیه چسبیدم به دیوار
بعد بهم میگه چرا چایی ریختم روپاش!!!!!!!!!!!!!
خدایا من که هرچی گشتم پدرمادر واقعیمو پیدا نکردم لااقل کاری کن اونا منو پیدا کنن
خدایا همه ی فوجوکیا رو به پدرمادر واقعیشون برسون!

آ
جوک

دیشب با مامانم رفتیم خونه جدیدمون رو ببینیم به حمومش که رسیدیم درش چوبی بود
بعد مامانم برگشت گفت که من در جوبی دوس ندارم درشو "آبلیمونی" میکنیم. از دیشب تا حالا مامانم ناپدید شده فک کنم بادوستاش رفته افق
من:o o
مامانم: ااااا
در آلمینیومی: ♦♦♦
همسایه های جدید :♠♠♠♠
در و دیوار خونمون: ◘◘◘◘
و سایر ○ ○ ○ ○

آ
جوک

دیشب ساعت یک رفتم خونه کلیدو انداختم درو بازکنم دیدم در باز نمیشه نگو که مامانم درو از پشت بسته که من نرم خونه
دیشب تا خود صبح و حتی همین الان دارم دنبال خانواده واقعیم میگرد�
هرکی مثل منه لایک کنه و زودبیاد باهم بگردیم

آ
پیام

منو سیگار و تنهایی ...
منو سیگار و پک های پیاپی ...
عنکبوت غروب شهر تنیده تارهای خویش
همه خوابند و من بیدار
پیاپی میکشم سیگار
و من باز بیدارم ...
نظر دارم به سیگارم ...
درون پاکت سیگارمن یکدانه مانده ...
همچو من تنها و بی کس
و من این آخرین سیگار را بیاد تو دود خواهم کرد
و من باز تنهایم ............