دیشب مامانم مهربون شد درحال حرف زدن با مهمونا چایی برداشت بهم بده بعد یه قطره از چایی از دست خودش ریخت روپاش
همچین با پشت دستی زد تو دهنم که مثه اعلامیه چسبیدم به دیوار
بعد بهم میگه چرا چایی ریختم روپاش!!!!!!!!!!!!!
خدایا من که هرچی گشتم پدرمادر واقعیمو پیدا نکردم لااقل کاری کن اونا منو پیدا کنن
خدایا همه ی فوجوکیا رو به پدرمادر واقعیشون برسون!