بازهم بغض!
زیرمیزتحریرکوچکم!
به خیال اینکه کسی مراپیدا نکند!
گاهی میخواهم خودم را سفت بغل کن�
احساس کنم کسی کنارم است...!
کسی از توی چشمانم پی به حرفای دلم میبرد!
گاهی میخواهم مثل ابربهار گریه کنم,
نه کسی صدای هق هقم رابشنود,
نه اشک هارا پاک کند...
کاش انسان ها کمی مهربان تر بودند...تنها کمی...(خودممم)