S
ShahrbanoOo ۱۱ سال پیش
پیام

بازهم بغض!
زیرمیزتحریرکوچکم!
به خیال اینکه کسی مراپیدا نکند!
گاهی میخواهم خودم را سفت بغل کن�
احساس کنم کسی کنارم است...!
کسی از توی چشمانم پی به حرفای دلم میبرد!
گاهی میخواهم مثل ابربهار گریه کنم,
نه کسی صدای هق هقم رابشنود,
نه اشک هارا پاک کند...
کاش انسان ها کمی مهربان تر بودند...تنها کمی...(خودممم)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.