س

سینا

@green heart · ۱۴ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ک
کلاسیک ۱۳ سال پیش
پیام

میدانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت،باید به خودت استراحت بدهی،دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی،در دلت بخندی به تمام افکارت که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،آن وقت با خود بگویی.....بگذار منتظر بمانند....

ک
کلاسیک ۱۳ سال پیش
پیام

آشكار كردن عشق
زمانی در یکی از کلاس‌هاي دانشگاه کالیفرنیاي جنوبی، جايی که سال‌ها ‏تدریس می‌کردم، اتفاقی فراموش نشدنی برایم رخ داد. پزشکان، يكي از دانشجویان مرا مبتلا به نوعی بیماري ماهیچه‌ای و کُشنده تشخیص داده بودند. امیدی به شفایش نبود. تنها قوت قلبی که به او داده شد، این بود که ماه‌های آخر عمرش را حتی‌المقدور با آسایش و فراغت از درد توأم خواهند کرد. او، به رغم این خبر مرگبار، همچنان مثبت بودن خود را حفظ كرد. تصمیم گرفته بود روزهاي آخر خود را در حد امکان، به‌هنجار، سپری کند. آن اواخر، بی‌حال و بی سر و صدا و در حالی که کاملاً پيدا بود هراسان است، به کلاس می‌آمد. وقتی دریافت، حضورش در کلاس بی‌فایده است، درخواست نامعمولی کرد. از تک تک همكلاسي‌هايش خواست تا براي آخرین بار او را در آغوش بگیرند.
‏هیچ کلام احساس‌انگیزي، هر قدر هم زیبا و سنجیده می‌بود، ‏نمی‌توانست ارزش آن لحظه‌های دوست داشتنی را نزد آن مرد جوان
‏بیابد. همگی به خاطر آوردیم زندگی‌هامان چه تُرد و آسیب‌پذیر است و ‏چقدر حیاتی است که عشق خود را آشكار کنیم، حال در هر سن و سال و وضعیّت جسمانی که هستیم، باشيم.
‏دریغ کردن عشق، به هر دلیل که باشد، محروم کردن ديگران است از ‏بهترین چیزي که برای بخشیدن داریم. اگر حتی یک روز چنین کنیم، مناسبتي را كاهيده‌ايم. يك عمر دست روي دست گذاشتن، از بزرگترين مصيبت‌هايي است كه ممكن است در زندگي پيش آيد.
برگرفته از كتاب:
بوسكاليا، لئو؛ زاده براي عشق؛ برگردان هوشيار انصاري فر؛ چاپ هشتم؛ تهران: نشر البرز 1386.

ک
کلاسیک ۱۳ سال پیش
پیام

هیچ صدایی بدتر از صدای گریه ی بلند یه مرد نیست........نمیدونید آدم دیوونه میشه زمانی که این صدا رو میشنوه من صدای گریه بابام رو چند وقت پیش شنیدم که توی مراسم شوهرخالم چه جوری گریه میکرد......نمیدونم پستم تایید میشه یا نه......سلامتی همه ی باباهای دنیا یه صلوات...

ک
کلاسیک ۱۳ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بار سوسک مصنوعی ورداشتم البته لازم به ذکره که عمه ی بنده عین چی از سوسک میترسه خلاصه سوسک مصنوعی رو برداشتم و وسط مهمونی یواشکی کنارش نشستم و نامحسوس گذاشتمش رو شونه ی عمم..خخخ وقتی دیدش وسط مهمونی غش کرد خخخخخخخ ^_^
لایک:کار خوبی کردی
لایک:کار بدی کردی
لایک=موضوع آزاد :|

ک
کلاسیک ۱۳ سال پیش
پیام

زمانی که کسی را دوست داری باید به او بگویی قبل از اینکه شخص دیگری افکارش را با او به اشتراگ بگذارد.آن موقع میشود که چشمانت خسته میشوند از دیدن عشقت همراه دیگری.....گوشهایت از حرفهای دیگران خسته میشوند....و حتی خودت از خودت خسته میشوی.........آنجاست که تا آخر عمرت تنها میمانی و حسرت به دل یک جمله به عشقت........دوستت دارم.....
.
.
کیا مثل من قضیه این نوشته ی خودم رو دارن؟:(