زن باس :
کله صبح آقاشونو به زور از رختخواب بکشه بیرون ،
ببره دست و صورتشو بشوره ،
بیارتش تو آشپز خونه
بعد بهش بگه:
عشقـــــم! ظرفای دیشب هنوز مونده ،
اول اینا رو بشور بعد برو سرکار..^__^
@sayeh jooooon · ۴۶ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۱۱ رأی)
زن باس :
کله صبح آقاشونو به زور از رختخواب بکشه بیرون ،
ببره دست و صورتشو بشوره ،
بیارتش تو آشپز خونه
بعد بهش بگه:
عشقـــــم! ظرفای دیشب هنوز مونده ،
اول اینا رو بشور بعد برو سرکار..^__^
مَردم توله سگ پاکوتاه دارن ، گربه نژاد پرشین دارن تو خونه باهاش بازی میکنن
اونوقت دختر دایی من یه جوجه کلاغ داره باهاش بازی میکنه :|
تازه اینو به دوستاش هم قرض میده :|
دفعه پیش هم مار داشت :|
یه بار هم یه کلاغ با خودش برده بود تو رخت خواب نصفه شب مرده بود :|
من چی بگم بهش ؟!؟!؟
" کاملا واقعی :| "
بالاخره معادل فارسی سلفی هم درست شد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خویش انداز ^___^
دختر داییم 6 سالشه .
اومده میگه : خاطره بیا منطقی حرف بزنی�
گفتم بزنیم .
مگه : ببین خاطره من چون برنج خیلی دوست دارم میخوام برم زن شمالی ها بش�
تو هم که عاشق طبیعتی ، بیا تو هم برو زن شمال ها بشو .
من اونجا غریب نباشم دلم بگیرم .
من :|
همچنان من :|
و بازم من :|
آخه من چی بگم ؟ بچه 6 ساله به فکر ازدواجه اونوقت من منتظرم سری جدید کلاه قرمزی در بیاد :(
داداش سهراب بیا اینا رو بریز تو قایقت و ببر . اینا بزرگ بشن خطرناکن :|
دوستان من میخونم شماها همراهی کنید .
پسرهای سایت هم بپرین وسط قِرِش بدین . دخترا هم دست دست .... 2 انگشتی که ارشاد بهمون گیر نده .
همه آماده ؟؟؟ 1.........2.........3 :
عروســـــــــــ ما هِـــل داره
نمـــــــــک و فلفــــل داره
ماشالا به چشم و ابروشــــــــ
دوماد نشسته پهلوشـــــــــ
دوماد سرتو بالا کن
به همسرت نگا کن
ببین خودت قشنگـــــــــی یا همسرت قشنگـــــــــه
دوماد سرشو بالا کرد
به همسرش نگا کرد
دید هم خودش قشنگـــــــــه
هم همسرش قشنگـــــــــه .
حالا قـــــــرقــــــــر قــــــــرقــــــــر ....
هرکی میخواد تو عروسیش براش بخونن لایک کنه .
دکتر هم رفتم ، گفته از تاثیرات زیاد درس خوندنه بعد کنکور خوب میشم :|
خوب خوب به سلامتی محمد موحدی هم که ازدواج کرد و بایدمنتظر خاطرات بامخاطب فوق خاصشون باشیم(اشاره غیرمستقیم به کامران :D ) دیگه این دفعه نوبت عباس مستقیم. منتظر همکاری دختران گرام هستیم . تافتنه بعدی بدرود.
یادش به خیر یه زمانی کلاس زبان میرفتم بیرون ( الان نمیرم ... این مال زمانیه که نمیدونستم خرخونی بیماریه :) )
یه تیچِر داشتیم که خیلی از این خانم های سانتی مانتال بود و البته مجرد .
طبق معمول بقیه معلم ها از دست من عاصی بود ^_^
به من میگفت من خونه هم میرم همش صدای تو ، تو گوشمه ( از بس منو دوست داشت :| )
اصلا روانی کرده بودم معلم بدبخت رو .
حتی دیده شده بود که تو داروخونه داره قرص اعصاب میخره .
مدیونین فکر کنید که فقط به خاطر من بود که اعصابش بهم ریخته بود :|
اصلا به قیافه من نمیاد شر و شیطون باشم ها ، اصلـــــــــــا ولی درعوض به اخلاقم میاد شر و شیطون باشم فراووووووون :)
معلم جون اگه شما هم عوض فور جوکی و این مطلب رو میبینی منو حلال کن هم به خاطر این موضوع و هم لیزر هایی که وقتی پشتت رو میکردی به کلاس مینداختیم پشتت و .... ( ماشالا یکی دوتا هم که نیست ) ^_^
ساری تیچِر ، وِری ساری تیچِر .
" من و معلم فیزیک ، قسمت دوم "
سر کلاس فیزیک نشستیم .بغل دستیم با میز جلویی دعواش میشه و میزنه تو سرش . معلم هم پای تخته روش اونوره و داره درس میده . من هم بغل شوفاژ نشستم گرم شدم و دارم چرت میزنم ( یه روز سرد زمستونی ^_^) . که یهو معلم برمیگرده و میبینه که اینا دارن میزنن تو سر هم .
- خاطــــــــــــــره ( با حالت داد ) عاصیم کردی ، آخه چقدر بی انضباطی ؟ تو چرا انقدر شیطونی دختر ؟ پاشو برو بیرونـــــــــــــــــ ( با جیغ )
- آخه چرا خانم ؟ من که کاری نکردم :(
- کاری نکردی ؟؟ فکر نکردی نمیفهمم تا من رومو برمیگردونم سمت تخته میزنی تو سر جلوییت ؟
قیافه من @_@
( خدایی نامردی بود .من داشتم چرت میزدم و اصلا حواسم هم به اونا نبود )
هیچی دیگه مجبور شدم معذرت خواهی کنم و 2 نمره از مستمرم کم شد .
قیافه دوستان خصوصا اون دوتا دوست عزیزی که داشتن دعوا میکردن اصلا قابل توصیف نیست . همه کبود شده بودن از خنده جرئت هم نداشتن بخندن !!!
هیچی دیگه از اونموقع به بعد بچه ها حرف میزنن و شیطونی میکنن ولی از نمره من کم میشه . ^_^
آخه اینم شانسه ؟؟؟ امسال هم فیزیکمون با همون معلمه . ای خــــــــــدا :(
ما یه معلم فیزیک داریم، خانم بوقـــــــ . بعدش اصلا این یه چیزیه که اصلا قابل توصیف نیست ،داغونـــــــــــــــــــ . بعدش بنده از اون دسته از بچه های آب زیر کاه کلاسم که شیطنتشون زیرزیرکیه . یه روز معلممون داشت حضور غیاب میکرد پارسال ( سوم دبیرستان ریاضی)
- خاطره ؟؟
بنده در حال خنده : حاضر
- آخرش من باید یه روز تو رو از کلاس بندازم بیرون . تو سر کلاسی من تمرکزم ندارم درس بدم.
قیافه من :|
واکنش پدرم وقتی من شب براش تعریف کردم :
بهش میگفتی : آخه کُره خر تو به خاطر من اومدی سر کلاس و داری حقوق میگیری ،اونوقت میخوای منو بندازی بیرون ؟
قیافه من :)
از اون روز به بعد من و معلم با هم لج شدیم. اون سرکلاس به من تیکه میندازه و منم ریزریز با صدای آروم جوابشو میدم و بچه ها میز و صندلی گاز میزنن :)
گآهے شآیـב لآزمـ بـآشـב ، از یــآב ببـــریـمـ
یـــاב آنهـــایـے رآ ڪـہ …
بـآ نبـــوבنشآטּ
بـوבنمـآن رآ ،
بــہ بـآزے گـرفـتنـב ………
عاغا چند وقت پیش یه مزاحم داشتم گـیر.هی زنگ میزد هی من برمیداشتم فحش میدادم.تا اخرش یه روز وقتی برداشتم گفت :کاری نکن که دیگه زنگ نزنما.
من:اااا
مزاحم: :)
تلفن همراه:DD
سازمان حمایت از حقوق بشر: :)