ما یه معلم فیزیک داریم، خانم بوقـــــــ . بعدش اصلا این یه چیزیه که اصلا قابل توصیف نیست ،داغونـــــــــــــــــــ . بعدش بنده از اون دسته از بچه های آب زیر کاه کلاسم که شیطنتشون زیرزیرکیه . یه روز معلممون داشت حضور غیاب میکرد پارسال ( سوم دبیرستان ریاضی)
- خاطره ؟؟
بنده در حال خنده : حاضر
- آخرش من باید یه روز تو رو از کلاس بندازم بیرون . تو سر کلاسی من تمرکزم ندارم درس بدم.
قیافه من :|
واکنش پدرم وقتی من شب براش تعریف کردم :
بهش میگفتی : آخه کُره خر تو به خاطر من اومدی سر کلاس و داری حقوق میگیری ،اونوقت میخوای منو بندازی بیرون ؟
قیافه من :)
از اون روز به بعد من و معلم با هم لج شدیم. اون سرکلاس به من تیکه میندازه و منم ریزریز با صدای آروم جوابشو میدم و بچه ها میز و صندلی گاز میزنن :)