m

mostafa mokhtari

@m.m.n · ۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)

4
4like ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز مامانم هزار تومن به من داده میگه برو یه بسته ماکارونی دوتا نون دوتا هم چیپس واسه بچه(گودزیلا)بگیر بقیشم بیار.(حال کردید چه مادر ولخرجی دارم).
بهش میگم:مامان فکر نمیکنی کمه؟
میگه:چیکار کنم تو جیبت هزارتومن بیشتر نبود.
مادر دست به جیب دارم من.البته دست به جیب مردم.

4
4like ۱۲ سال پیش
جوک

آقا من پارسال تابستون سر یه باغی کار میکردم یعنی میوه می چیدم.اون جا میوه های مختلف داشت.هلو،گلابی و...
من گلابی میچید�
یه روز صبح رفتم سر کار صاحب باغ گفت:آقایون گلابی برن سر کار.
از اون به بعد هر کی ما رو میدید میگفت:چطوری گلابی یا کار کن گلابی و...
دیگه سر کار نرفتم.
همین کارا رو می کنید که جوونا از کار فراری اند دیگه.

4
4like ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز رفتم خونه پدربزرگم.لب تاپمو در اوردم(بله منم لب تاپ دارم) پدربزرگم میگه پسرم این همونه که همش باهاش اس ام اس میفرستی.گفتم نه آقا جون اون مبایله.گفت پس همونه که فیلم پخش میکنه
گفتم نه آقاجون اون تلوزیونه.این جمله ی من همانا محو شدن پدربزرگم همانا.
پدربزرگ آگاه به علم روز دنیا دارم من.

4
4like ۱۳ سال پیش
جوک

حوصلم سر می رفت به دوستم اس دادم که شمارتو ندارم چیکار کنم؟
اونم چند دقیقه بعد شمارشو برا�
اس ام اس کرد.یعنی یک لحظه ام به فکرش خطور نکرد که پس به چه شماره اس داده.مغز در حد هویج بستنی.حالا شما به افتخار همه اونایی که دکتر جوابشون کرده بزن لایکو

4
4like ۱۳ سال پیش
جوک

به مامانم می گم مامان منو از تو خیابون برداشتین؟ میگه نه عزیز�
اگه تو خیابون بودی که برت نمی داشتیم. تو رو یه نفر گذاشت دم در
مارو تو عمل انجام شده گذاشت.
یعنی اینو که گفت می خواستم زمینو بکنم خودمو چال کنم.
ازفردا میرم دنبال پدر و مادر واقعیم.
هر کی با من میاد لایک کنه.

4
4like ۱۳ سال پیش
جوک

چند ماه پیش خالم اینا اسباب کشی
داشتن. منم کلی کار کردم. کارم که
تموم شد میگه دستت درد نکنه عین
خر کار کردی.حالا برو خونتون.جلو کار گرا آبروم رفت.
من مخواستم از خجالت خودمو چال کنم.
حیف که عین خر کار کرده بودم وگر نه
همه اسبابارو مریختم تو کوچه.

4
4like ۱۳ سال پیش
جوک

این متن فقط جنبه ی شوخی داشته
و قصد توهین ندارد.
ویژگی خانم ها(قسمت اول):
۱.وقتی دور هم جمع میشوند باید غیبت دیگران را بکنند.
۲.هنگامی که زنی خوشگل تر از خود میبینند نمی توانند خود را کنترل کنند و می خواهند خفه اش کنند.
۳.زمانی که همسران شان به آن ها
یک شاخه گل بدهند خیلی خوشحال
میشوند(غافل از این که گل را به زور
سر چهار راه به او فروخته اند.