a

ava farhadi

@ava farhadi · ۴۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ب
پیام

چه كسى ميداند?
علت بغض خدا....
علت دل لبريز از ابر سياهش را...
علت اشكش را...
علت خشم خدا...
علت فريادش....
من نيز بى خبرم...ليك ميدانم; او دل نگران است...او ميترسد..ميگريد..
از كار ما بندگانش..از اشتباه ما...خطا هاي هميشگى و ناديده گرفتن هايش...
"خدا جون همينكه بفكر مون هستى خيليه......خيلى خدايى خيلى"

ب
پیام

مثل يك سيب ميماند در گلويم...راه تنفسم راگرفته...
ميگويند گريه كن سبك ميشوى..
و من ميخندم به اين جماعت ساده لوح...
وقتى خنده هست , ديگر گريه چرا?
ميخندم تا چشم دنيا كور شود...
در اين چرخ وفلك كه ميچرخدبى وقفه,من هم ميچرخم...
كم نمى آورم دنيا...كم نمى آورم...به هدفت نرسيدى...من غمگين نميشوم تا دنيا دنياست...
يادت نرود...ميچرخم..تاميچرخى...

ب
پیام

كنج اتاق نشسته ام...مى بارد...دلش را ميگويم...
داد مى كشد...خيلى پراست...دلش راميگويم...
ديشب كه بااوحرف ميزدم به اين رسيدم كه صدايم را نمى شنود...
امشب به اين نتيجه رسيدم كه صدايم راشنيد...
زارميزند...مثل ديشب من...اشك ميريزم مثل امشبش...
صدايم راشنيد...دلش ابرى بود...سياه وتيره...خدايم راميگويم...
تااو رادارم همه راپس ميزنم...تااوهست بى منت,به تو نيازى ندارم بامنت...
او همه كس من هست.....خدايم راميگويم...

ب
جوک

به اين نكته دقت كنيد:
آغا يه روز كه هواگردوخاك بود رفتم بازار.توپياده رو يه دخترى كه ماسك سبز زده بود داشت رد ميشد,يه پسرى از روبه رو ميادبايه هيجان دروغكى به دوستش ميگه:هى ببين اين انگار ازجراحانه بعدبه دختره نيگاميكنه ميگه:دكتر برگشتى?چى شد?...وميخنده
دختره مى ايسته يهوميره جلوپسره ماسكشوميكشه پايين به چشاش خيره ميشه باناراحتى ميگه:آه ماهركارى ميتونستيم كرديم(پسره باچشاى باباقورى ودهن باز نگاش ميكنه)متأسفم(بعدسرشوميندازه پايين)وميگه:آه بيمار طاقت نياورد خداصبرتون بده......
وخييييييللللى رييييييلكس ميره....:-)
نتيجه اخلاقى:اگه سربه سريه دخترگذاشتيد,باشمام پسرا,عواقبشوگردن بگيريد بگيدخب

ب
جوک

آغايه شب بى دغدغه وراحت وآسوده از صداى خواهرم لم داده بودم و فيض ميبردم ازاين آرامش وسكوت كه اين خواهرم كه كنارم نشسته بوديهو درميادميگه:آجىبرام يه تخت خواب ميخرى?(قابل توجهتون داشتم جهيزيموميخريدم آخه عروسى نزديك بود)بايه لطافت خاص كه سرچشمه همون آرامش بود ميگم:نه آجى من چرا?بابايى برات ميخره نه من!انگاركه منتظرهمين حرف باشه ميزنه زيرگريه (صداش كه صدانيست آژيرآمبولانسه)كه دخترامردم براآجيهاشون تخت خواب ميخرن بعدتو يه كارتون هم نميندازى زير پام,آخرشم يكى زدتو سرم كه تاچند ثانيه گيج ميزد�
اين من بودم:-\
ايناافرادحاضروبيننده:-)
اينام دخترامردم=-O
نه خداييش اين آسايش وزندگيه كه من دارم? هركى كه ازاين مصيبتا داره تو خونش بزنه لايكو(پست اولمه)