ب
جوک

آغايه شب بى دغدغه وراحت وآسوده از صداى خواهرم لم داده بودم و فيض ميبردم ازاين آرامش وسكوت كه اين خواهرم كه كنارم نشسته بوديهو درميادميگه:آجىبرام يه تخت خواب ميخرى?(قابل توجهتون داشتم جهيزيموميخريدم آخه عروسى نزديك بود)بايه لطافت خاص كه سرچشمه همون آرامش بود ميگم:نه آجى من چرا?بابايى برات ميخره نه من!انگاركه منتظرهمين حرف باشه ميزنه زيرگريه (صداش كه صدانيست آژيرآمبولانسه)كه دخترامردم براآجيهاشون تخت خواب ميخرن بعدتو يه كارتون هم نميندازى زير پام,آخرشم يكى زدتو سرم كه تاچند ثانيه گيج ميزد�
اين من بودم:-\
ايناافرادحاضروبيننده:-)
اينام دخترامردم=-O
نه خداييش اين آسايش وزندگيه كه من دارم? هركى كه ازاين مصيبتا داره تو خونش بزنه لايكو(پست اولمه)

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.