e

erudit

@mb · ۵۶۹ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۶۸ رأی)

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
لقمانکی قالب پنیری دید،آنرا پیچوند وپرید؛جست بر شاخه ای طویل.
پدروس فشن موی از آنجا گذشتندی؛لقمان را دید و وی را گفت:چه لباسی عجب تریپی دماغت را کجا عمل کرده ای؟
لقمان گفتندی:بی ادبان‏!‏‏!‏‏!‏
پدروس با ریگی وی را زدندی؛دوباره سوال را پرسیدندی؛
اینبار لقمان گفتندی:مدرسان شریف
-چی؟
-مدرسان شریف
-کی؟
-مدرسان شریف
تلفن:بیست و نه دوتا شیش

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit----------4jok-------------|
تفاوت مدرسه دخترونه با مدرسه پسرونه:
دخترونه:
لیلی:سلام امروز لاک صورتی اوردم ببینید چشمتون از کاسه درآد...
نیلی:سلام،هه فک کردی ما لاک ندیده ایم،بابام تازگیا یه لاک آورده به اندازه تمام وسایل آرایشیت می ارزه...
لیلی:شیشششششششششششش،بیشعور
نیلی:حواست به حرف زدنت باشه ها...
لیلی:بیشین بینیم بابا....
و لیلی موهای نیلی را میکند و نیلی جیغ میزند...
ناظم:حیجسبخهقثاتثهاعهصغاثقبل...(والا این یه تیکه رو پشت بلندگو جیغ زد خودمم نفهمیدم چی گفت)

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit----------4jok-------------|
تفاوت مدرسه دخترونه با مدرسه پسرونه:
پسرونه:
ابی:امروز یه پنجه بکس آوردم جادست راحتی داره...
چنگیز:پنجه بکس منو ببینی که باید فرار کنی...
ابی:(ابی چیزی نمیگه چون پسرا اعصاب ندارن و زود دعوا رو شروع میکنن...)
ناظم:ول میکنید همدیگه رو یا بیام گردن جفت تونو بشکنم...
زنگ آخر:
ابی:داداش خیلی مردی...
چنگیز:خراب مرام.......

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
فانتزی من اینه تو مدرسه که مثل همیشه داریم یورتمه میریم یهو مدیرمون درحالی که ساپورت صورتی مایل به آبی خربزه ای گل منگولی با تیشرت سبز مخمل با کیلیپس چهل سانتی درحالی که کفتر رو سر کچلش پی پی کرده وخودش خبرنداره بیاد تو و میکروفون رو برداره بگه بیاید سرصف ومثل همیشه بگه پول کمک به مدرسه رو نیارید امتحان ترم اول نمیگیریم ازتون منم بلند بگم بازم زنش انداختش بیرون ودرحالی که همه دارن زمینو گازمیزنن بگه وایسا بیرون تامن بیام تکلیفو روشن کنم بعدبره یه قیچی بیاره که موهای منو ازته بزنه و همین که اومد موی منو کچل کنه گوشیم زنگ بخوره واز ته جورابم درش بیارم و درحالی که هنگ کرده جواب بدم یارو پشت خط بگه سلام سرگر باقر، سرهنگ آموکسی سیلی پنجاه میلی گرم هستم از بچه های کف اداره مبارزه بامواد ساعت هشت صبح فردا چهل متری با قاچاقچیای مواد دعوا؛بعد قطع کنه و مدیر درحالی که داره از کلش دود میاد بگه از این به بعد پنجشنبه ها مثل بقیه مدرسه ها تعطیلید بعد من یه لبخند ملیح بزنم بگم ممل سابقو لولو برد
لایک یادت نره لدفن

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
اولین جلسه ی درس یه نفر که قدش از ما کوتاه تر بود اومد تو کلاس ماهم فکر کردیم از کلاس بغلیه بهش گفتیم بپیچ بیرون جوجه گفت من معلم امسال تون هستم؛ خدا رحم کرد میخواستیم بریزیم سرش یه فصل بزنیمش
مسئولین یه فکری به حال قد معلما کنن دیگه

e
erudit ۱۲ سال پیش
پیام

|-------------erudit-----------4jok-------------|
من غصه دار غصه هایی قرینم/ من کربلارا یادگار آخرین�
من یادگارروزهای خاک وخونم/ من یادگارچهره های لاله گونم
من تشنگی درخیمه را احساس کردم/ یادازدو دست خونی عباس کرد�
من کودکی بودم که آهم راشنیدند/ دیدم سرجدغریبم رابریدند
من باخبرهستم ز باغ بی شکوفه/ خورشید رابر نیزه دیدم بین کوفه