e

erudit

@mb · ۵۶۹ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۶۸ رأی)

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
فانتزی من اینه که مدیر مدرسه مون رو که تو پارتی گرفتن و در حالی که از بس قر داده و آلمیچرهای کمرش سوخته به ده سال حبس تزریقی محکوم کردن
من کل نقشه رو رو بدنم خالکوبی کردم و به یه بانک دستبرد زدم و گرفتنم و انداختنم پیش مدیرمون بهش بگم:
جدیدا قر میدی/باهمه قر میدی/دستاتو میگیرم/بازم قر میدی/
و در حالی که داره بازم قر میده لباسامو بکنم و خالکوبی رو نشونش بدم و بگم:
دستتو بده به دستم /خاطرخواهات بترسن
و درحالی که دارم تکی فرار میکنم بهش بگم ممل سابقو لولو برد

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
امروز زنگ آخر معلم نداشتیم، خیلی خیلی شلوغ کردیم-به نوعی ترکوندیم-دبیر کلاس روبه رویی که دبیر ادبیات هم هست عصبانی بود، اومد کلاس ما نه گذاشت نه برداشت گفت من خرهستم حواستونو جمع کنید خربازی دربیارم دو نمره از همتون کم میکنم؛همین که رفت چندنفربر اثرخنده تلفات دادیم

e
erudit ۱۲ سال پیش
جوک

|-------------erudit-----------4jok-------------|
فانتزی من اینه که مدیر مدرسه مون درحالی که سر کچلش میخاره و چهارصدتا بچه داره، جو بگیره با شیلنگ نارنجی مخصوص گاز به کلاس ما حمله کنه ومن از پشت شبیخون بزنم و با کف دستم که با روغن گیاهی مخصوص سرخ کردن چربش کردم،بخوابونم برآمدگی بالای کله اش و درحالی که داره گریه میکنه،سینه چاک کنم و بگم: بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
اونم با نامردی سلاح کشتار جمعی که با کمک مالی کشورهای دور خریده قسمت دفاعی کلاس رو هدف قرار بده بعد فرار کنه و منم درحالی که خون جلو چشامو گرفته؛
میکروفون رو بردارم و بگم: باهمه میخندی /با همه دست میدی / دستتو میگیرم /جفتک میندازی/
بعد اونم بیاد بگه باقر(اسمم) با قر بیا/باقر با قر بیا
و درحالی که دارم با قر میرم؛ سرگرد آموکسی سیلی پنجاه میلی گرم از اداره آگاهی بیاد جمع مون کنه.
لایک میخوام لدفن