|-------------erudit-----------4jok-------------|
من غصه دار غصه هایی قرینم/ من کربلارا یادگار آخرین�
من یادگارروزهای خاک وخونم/ من یادگارچهره های لاله گونم
من تشنگی درخیمه را احساس کردم/ یادازدو دست خونی عباس کرد�
من کودکی بودم که آهم راشنیدند/ دیدم سرجدغریبم رابریدند
من باخبرهستم ز باغ بی شکوفه/ خورشید رابر نیزه دیدم بین کوفه