دیشبه یه پشه اومد خونمون...گفت اینجا رو خریدم اینم سندش.
خلاصه ما قبول نکردیم و فردا باهاش قراره دادگاه داریم....
همش تقصیره این بری زنبوری ها.چه رویی داد به این حشرات
لایک نکنیا.لایک کنی یعنی با این سنت میشینی کارتون میبینی عینه من....
آخ آخ آخ
@MOHAMMADJON · ۱۴۳ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۵۵ رأی)
دیشبه یه پشه اومد خونمون...گفت اینجا رو خریدم اینم سندش.
خلاصه ما قبول نکردیم و فردا باهاش قراره دادگاه داریم....
همش تقصیره این بری زنبوری ها.چه رویی داد به این حشرات
لایک نکنیا.لایک کنی یعنی با این سنت میشینی کارتون میبینی عینه من....
آخ آخ آخ
مینویسم
پرسپولیس و دیگر هیچ.......................
پرسپولیس نشون بدن 40 میلیونیمااااااااااااااااااااااااا
تا حالا دقت کردین اینایی که انقد راحت اعتراف میکنن و داستان های زندگیشونو میگن اگه خدایی نکرده جنگ شه و اسیر شن از نقطه صفر مرزی تا و سط تهران همه چیز ها رو اعتراف میکنن بدون هیچ شکنجه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اوخ اوخ...
دیدی یارو میاد با آب و تاب داستان گذشتشو پست میذاره اینجا که کلا به زور یه لبخند رو لبت میاد...بعد تهش با حالت شاکیانه میگه نخند....
خوب گلم.عسیسم مرض داری مگه مینویسی اگه میخوای نخندیم واسه خودت تعریف کن یه لبخند بزن
والاه بخدااااا
آهای اونی که سه ساعتو نیم میشینی فک میکنی بعد یه پست واسه سلامتی 4جوک میذاری که مثلا مدیراش تو رو بگن عجب جیگریه...
آره تو .تو اگه یه ویلا 1000 متری لب آب با یه لامبورگینی و کلی امکانات دیگه داشتی عمرا اینجا نمومدی.تو خائنی.خائن...
ولی منو ببین همه اینایی که گفتم رو دارم ولی باز هم میام 4 جوک...
البته نخواستم ریا شه و لی قابل توجه همه بود که لامبورگینی دارم دیگه؟؟؟البته ویلام 1008 متره لب آب من میخوام ریا نشه میگم 1000
مجرد...
شما یادتون نمیاد....
اون وقتا که ما میومدیم اینجا(4 جوکو میگم) اصا از این بند و بساط نبود.روزی 4035 تا پست میذاشتیم فرداش بزور 4 تا لایک میخورد ....
این بود کار ما دهه شصتیا
منم که کامنتام ته خنده .همه لایکم میکردن.
خدایا چی شد اون دوران؟؟؟؟؟
خدایی قبول دارین اینا که جوک با موضوع طرفداران 4 جوک میفرستن همونایین که سر کلاس مدرسه تا معلم سوال میکرد مثه اسب لگد خورده دستشون بالا بود؟؟؟؟؟؟
دلت میخواس با تخته سیاه بری تو گلوش که خفه بمیره....
لایک نکنید.
اصا اعصاب ندارم .
با همه قهرم.
دقت کردین این یارو بابای این دختره تو فیلم شبکه 3 ماه رمضون همونی که میگف بگو خوب (کلا اسم همشون یادم رفت.انقدر کند ذهنم...) اوایل فیلم وقتی میومد رو صحنه از استرس و ترس دسشوییمون میگرفت...اما بدبخت انقدر تو فیلم زدن تو سرش کل جذبش رفت پسر دایی دو سالم جلو تلویزیون بهش میگفت آقا لوسه...
آها اسمش یادم اومد اردلان....
دو ساعت زور زدم ....
ولی کاش جا اردلان بودم ...دختر اینجوری دستم بود..چنان میزدمش.چنان میزدمش که پاشه بره تو افق...وقتی داش میرفت پاشو میگرفتم باز تا میخورد میزدمش بعد میگفتم تا من نگفتم حق نداری بری تو افق دختره ی احمق...
بگو خوب....
بعد پسره میومد میگف دخترت ماله منه باید پول بدی.میبردمش خونم یه شیش ماه انقد میزدمش انقد میزدمش که اومد بیرون قار قار میکرد.
جون من بهتر نبود من جا اردلان بازی میکردم؟؟؟؟
جذبه رو حال کن و بگو خوب...
البته از امین آباد دنبالم هستن حالا بین خودمون باشه...
به نظرم چند وقت دیگه این فیلم دودکش ادامه پیدا کنه کلا باید یا دوبلشو ببینیم یا زیر نفیس فارسی.
انقدر لغات سختو نا مفهوم به کار بردن من میرم فیلمو دانلود میکنم بعد به صورت صحنه آهسته میبینم یه دیکشنری هم بغل دستمه ترجمه میکنم...
دوستان یکم رسیدگی کنن زیر نویس این فیلم زودتر آماده شه
همه اونا که موافقن لایک نکنن من تحریم شم برم رگمو بزنم.
شوخی کردم لایک کنید یه جوون از مرگ حتمی در میاد.
دختر خواهرم کوچولوه.
داشت فیلم مادرانه نیگاه میکرد یهو به باباش میگه بابا اگه بزرگ شدم اذیتم کردی منم عینه این دختره(رها) میرم.اذیتتم میکنم.تازه من دوس پسرمم تیغ میزنم.
در حالی که فک من از تعجب چسبیده بود به کف اتاق.
باباش خیلی ریلکس به دختر کوچولوش که میشه خواهر زادم میگه.فدات بشم بابایی.اما من مثه بابای رها نمیشم.2 تا نرو ماده میزنم تو گوشت میندازمت تو یه اتاق که کلا فقط یه فرش توش باشه غذاتم از لایه در بهت میدم هر یه هفته یه بار هم یه ریزه بهت نور میرسون�
خونواده ما رو حال کن.استاد تربیت کودک و نوجوان
دوماد ما که حتما باید بره رئیس کانون اصلاح تربیت کودکان و نوجوانان شه.
ملت از ترسش خلاف که خوبه از چراغ قرمزم رد نمیشن.
بسم ا..
دوست حاشیه دارم بهم گفت تو تموم جونو عمرو نفس منی.من بی تم میمیرم...
لبخندی از ته وجودم زدم...
اما چرا حالا که من تموم جون اون بودم و اون بی من میمرد بعد از رفتنش دارم میمیرم.در حالی که که اون دست به دست جونو عمرو نفس جدیدش روزو شب داره میخنده...
یادمه کوچولو بودم مامانم بهم پول داد با یه کیسه که برم سر کوچه تخم مرغ بخرم .منم با افتخارو اقتدار رفتم خریدمو تو راه برگشت همه چیز یادم رفت که تو اون کیسه چیه.واسه خودم با لی لی میومدمو کیسه رو میکوبوندم به درو دیوارو تیر چراغ برقو خلاصه یه داستانی.اومدم خونه هم کیسه و انداختم رو پله هاو داشتم میرفتم که مامانم اومد.
در کیسه هاو وا کرد.تخم مرغا که تو اون لحظه پوسته و سفیده و زرده با هم چنان مخلوط شده بودن که نمیشد فهمید چیه رو دید.از تو خونه تا هفت تا کوچه دیگه افتاد دنبالم.جاتون خالی کلی فحشو کتک.
حالا اینا مهم نیس هیفده سال از اون جریان میگذره مامانم جلو هر کی میزنه تو سرم تخم مرغ خریدن بلد نیسی.
بهم القا شده ها.تخم مرغ میگیرم دستم احساس میکنم بمب هسته ای دستمه.الان بیفته میرم هوا
امروز جلو خونمون دیدم سر و صدا میاد.
رفتم بیرون دیدم ماشین یارو افتاده تو جوب سر کوچمون
منم که آخر مرامو معرفت رفتم زیر ماشینو گرفتم با زورو نفس در اومدن اووردمش بیرون.
کل هیکلم خاکی شد.کل دستمم روغنی...
تموم هیکلمم عرق کرد....
خوب این صحنه رو تصور کنید با این موضوع که یارو حتی یه بوقم نزد واسه تشکر...چنان گاز داد رفت که یه لحضه احساس کردم وظیفمو انجام دادم آخر ماه بهم حقوق میدن
والاه بخداااااااااااااااااااااااااااا
میدونی بد چیه؟
روز آخر انتخاب واحد بری واسه ثبت نام.
بدترش میدونی چیه؟
دانشگاه آزاد باشیو پولت کم باشه
بدتر ترش میدونی چیه؟
این که وقتی پول جور کردی و اومدی دانشگاه مسئول رشتت بگه وقت اداری تموم شده و بعد از ظهر هم جلسس
از همه بدتر میدونی چیه؟
این که ترم آخر باشیو با 6 واحد تابستون درست تموم شه....
چاقو کجاس موی رگمو بزنم...
از هفت سالگی تا هفتاد سالگی باید درس بخونیم تا تهش بیکار باشیم...
جان من نگاه کنید چه کودکی.نوجوونی.جوونی و میون سالی خوبی داریم...
اصا آخرشه..
همه کسایی که مثه من به این خوبی از زندگیشون استفاده کردن بزنن لایکو
ایرانسل:پوشش دهی سراسری
همراه اول:همه جا آنتن پر.هیچکس تنها نیست
رایتل:ما که ماهواره ای هستیم آنتن همه جا دمش گرمه
خدایی میخوای همین الان نصفه ایرانو نام ببرم که اصلا آنتن نمیدن هیچ کدوم؟
اس دادم به این خطه که تبلیغاته حلزون داده.
عینه ندید بدیدا تندی بهم زنگ زدن.
یارو زنه گفت چند تا کجا بفرستم کرم حلزونو؟
گفتم جان بچت چند تا از این بسته ها بخرم زمان تبلیغاتتونو کمتر میکنید؟
انقدر جدیدا از مزایای کلاژن و حلزونو اینا گفتند حلزون دیگه تو بازار سیاه به زور پیدا میشه...
مسئول آموزش رشتمون کاندید شورا شد...
هی گفتیم آقا تبلیغ کن رای نیاری پدر ما رو در میاری.
گفت نه من واسم پستو مقام مهم نیست
واقعا راس گفته.فقط بدبختی نمیدونم چرا از اون روز تا الان که رای نیاوورده یه امضا نمیکنه برگمونو واسه مهمان شدن.
خدایا کمکم کن
شانسه ما داریم؟
این ترم با یه استاد 7 واحد درس داشتم.
آقا تازه نامزد کرده بود.کلاسا که کلا پیچ.هیچی درس نداد.
ته ترمم گفت همه چیزایی که درس دادمو ندادمو واسه امتحان میارم.
از همه بدتر هر سری با زنش دعواش میشد منو تهدید به انداختن اون هفت واحد میکرد.
خدایی استاده ما داریم؟
بازم زخم خورده ها از استادا بزنن لایکو
رفتم پیش استادم میگم استاد ترم کوتاه بود 12 کمه،امتحانا سختو پشت هم بود،یکم ارفاق کن.
قسم آیه خورد شدی 5 بهت دادم 12.
فکم چسبید به سقف.2ساعت پیچ کردم برگمو دوباره چک کنه قبول نکرد.بالاخره با این شرط که اگه کمتر از 12 شدم بندازتم قبول کرد.
برگمو که در آوورد،دوباره جمع کرد شدم 16
یعنی این استادا...
نگم دیگه میدونید.
همه زخم خورده ها از استادا بزنن لایکو