امروز جلو خونمون دیدم سر و صدا میاد.
رفتم بیرون دیدم ماشین یارو افتاده تو جوب سر کوچمون
منم که آخر مرامو معرفت رفتم زیر ماشینو گرفتم با زورو نفس در اومدن اووردمش بیرون.
کل هیکلم خاکی شد.کل دستمم روغنی...
تموم هیکلمم عرق کرد....
خوب این صحنه رو تصور کنید با این موضوع که یارو حتی یه بوقم نزد واسه تشکر...چنان گاز داد رفت که یه لحضه احساس کردم وظیفمو انجام دادم آخر ماه بهم حقوق میدن
والاه بخداااااااااااااااااااااااااااا