M
MOHAMMADJO0ON ۱۳ سال پیش
جوک

یادمه کوچولو بودم مامانم بهم پول داد با یه کیسه که برم سر کوچه تخم مرغ بخرم .منم با افتخارو اقتدار رفتم خریدمو تو راه برگشت همه چیز یادم رفت که تو اون کیسه چیه.واسه خودم با لی لی میومدمو کیسه رو میکوبوندم به درو دیوارو تیر چراغ برقو خلاصه یه داستانی.اومدم خونه هم کیسه و انداختم رو پله هاو داشتم میرفتم که مامانم اومد.
در کیسه هاو وا کرد.تخم مرغا که تو اون لحظه پوسته و سفیده و زرده با هم چنان مخلوط شده بودن که نمیشد فهمید چیه رو دید.از تو خونه تا هفت تا کوچه دیگه افتاد دنبالم.جاتون خالی کلی فحشو کتک.
حالا اینا مهم نیس هیفده سال از اون جریان میگذره مامانم جلو هر کی میزنه تو سرم تخم مرغ خریدن بلد نیسی.
بهم القا شده ها.تخم مرغ میگیرم دستم احساس میکنم بمب هسته ای دستمه.الان بیفته میرم هوا

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.