به آخرِ خط که برسی،میشی مثلِ من...
فکرِ حرفِ مَردُمو نمیکنی...
انقد دلم واسش تنگ شده...که دیشب تو خیابون تند تند راه میرفتم و گریه میکردم...
@Shahrivar7373 · ۱۹۸ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳۳۰ رأی)
به آخرِ خط که برسی،میشی مثلِ من...
فکرِ حرفِ مَردُمو نمیکنی...
انقد دلم واسش تنگ شده...که دیشب تو خیابون تند تند راه میرفتم و گریه میکردم...
دیروز،بعد از 23 روز دیدمش...
ولی ای کاش نمیدیدمش...
نه که دوسِش نداشته باشماااااااا...نه!!!!!
آخه وقتی میبینم بهم محل نمیذاره،داغـــــــــــــــون میشم :(
یه سوال ازت دارم!!!
میشه بگی چه جوری منو فراموش کردی؟؟؟
دِ لامصب،به منم یاد میدادی،تا الان،تویِ نبودت،انقد عذاب نمیکشیدم!
خیلی حرفه ها
اون روزی یه بارم بهت فکر نکنه . . . ولی تو . . .
هرشب تا صبح،به یادش اَشک بریزی . . .
:(
میدونین از کی فهمیدم تنها شدم؟؟؟
از وقتی که دیگه این sms رو تویِ گوشیم ندیدم:
کـــــــــــــجــــــــــــــــــایــــــــــــــی؟؟؟رسیــــــــــــدی خونـــــــــــــــه؟؟؟
زود بـــــــــــــــــرو خـــــــــــــــونـــــــــــــــه هــــــــــــــــــا!!!
:(
فقط تا چند روز دیگه امیدوارم به برگشتنش . . .
آخه چند روز دیگه تولدمه . . .
منتظرم ببینم یادش مونده یا . . . ! ! !
میدونم الکی امیدوارم . . .
تویِ این شبا،هیچی آرومم نمیکنه . . .
نه قرص،نه گریه،نه هندزفری،نه همدردی یه دوست . . .
فقط یه چیز آرومم میکنه . . .
اومدنِ این sms از طرفِ تو:شبت بخیر . . .خوب بخوابی عزیزم . . .
دلت که تنگ بشه . . .
یهو به خودت میای و میبینی . . .
چند ساعت گذشته و تو،خیره شدی به عکسش . . .
و . . . صفحه ی خیس شده ی گوشیت . . .
تا چند وقتِ پیش،همه یِ دلخوشیم این بود که بعضی وقتا بهم فکر میکنه . . .
ولی الان که یه کم فکر میکنم،میبینم همش خیالبافی بوده . . .
اون از اولم منو نمیخواست . . .
اولا جز به دیدنش راضی نمیشدم . . .
بعدش گفتم،عِب نداره،همین که هر روز صداشو میشنم،بسه . . .
یه کم که گذشت،گفتم همین که بعضی وقتا بهم فکر کنه،کافیه . . .
ولی خدا جون!!!
حالا دیگه فقط راضی ام یه شب بیاد تو خوابم . . .
چرا ازم دریغ میکنی؟؟؟
ایــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــــــقـــــــــــــــــــــــد دلم تنگ شده واسه وقتایی که . . .
انقد چِرت و پِرت میگفتم که تو خونه همه میخندیدن . . .
ولی حالا . . . فقط باید جواب پس بدم که چرا حتی یه لبخند کوچولو نمیزنم!!!
یعنی این شعر،مخصوصِ حالِ خودمه. . .
"باور کن این روزا،هرچی که میبینم،فکرِ منو داره،یادِ تو میندازه . . ."
بِخدا هرجا میرم،هرچی که میبینم،یادش میفتم . . .
همه جا باهاش خاطره دارم . . .
همه میگن اگه دوسِت داشت؛یه سراغی ازت میگرفت دیوونه!!!
ولی من میگم:اگه دوسَم نداشت که . . .
ولش کن . . .
نمیدونم براتون پیش اومده که تو روزایی که کلی غم و غصه دارین بخاطرِ اینکه عشقتون تنهاتون گذاشته،یه نفر که اصلا"بویی از عشق نبرده،میاد و میگه:اه!ولش کن دیگه....این بچه بازیا چیه؟؟؟
من که فقط بهش یه لبخندِ ریز میزنم...
کاشکی تویِ این روزایِ سختِ زندگیم...
یکی پیدا میشد،میومد بیدارم میکرد و میگفت:
دیوونه!چته؟؟؟چرا تو خواب گریه میکردی؟؟؟یه ساعتِ دارم صدات میزنم،بیدار نمیشی...
خدا جونم!یعنی میشه همه یِ اینا یه خوابِ بد باشه؟؟؟
از شنیدنِ جمله یِ "دوسِت دارم" از زبونِ بقیه،متنفرم!!!!!!!!!
من فقط میخوام تو بهم بگی "دوسِت دارم" ...
خیلی زیاده؟؟؟؟؟
ببین،دیگه بُریدم...!!!!
دیشب،کلی با عروسکم حرف زدم...
همونی که همیشه شاهدِ عشقِ بینِ من و تو بود...
فکر کنم اونم از تنهاییِ من گریه ش گرفت...
آخه صورتش خیسِ خیس بود...
شایدم...اشکایِ خودم بود که . . .
خیلی احمقانه س؛نه؟؟؟
هر شب به این اُمید میخوابم که....
صبح بیدار شم،ببینم مثلِ قبل،5 بار زنگ زده...یه بارم اس داده که:سرت کجا گرمه که جوابِ منو نمیدی؟؟؟
هه!!!
همه میگن:خوش به حالت که میتونی بنویسی...
نوشته هات قشنگه...
ولی...
من؛فقط خاطراتمونو مینویسم...دلتنگی هامو مینویسم...
غُصه م گرفته...
واسه اینکه کلاسایِ دانشگاه داره شروع میشه...
آخه لحظه به لحظه،تویِ دانشگاه؛باهاش خاطره داشتم...!!!