N
NoSy_1402 ۱۲ سال پیش
پیام

اولا جز به دیدنش راضی نمیشدم . . .
بعدش گفتم،عِب نداره،همین که هر روز صداشو میشنم،بسه . . .
یه کم که گذشت،گفتم همین که بعضی وقتا بهم فکر کنه،کافیه . . .
ولی خدا جون!!!
حالا دیگه فقط راضی ام یه شب بیاد تو خوابم . . .
چرا ازم دریغ میکنی؟؟؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.