چن وقت پیش داشتم بدو بدو مانتومو اتو می کردم که برم دانشگاه
اتو هم کنار دستم رو زمین بود
2-3باری هم افتاد رو فرش منم هی غر زدم و برش داشتم که احساس بو هایی کرد�
دیدم عههههههههه فرش و کمی تا قسمتی سوزوند�
خودمو از تک و تا نینداختم و اتو رو جم کردم گذاشتم سر جاش
تا چندروز هم نه مامان بویی برد و نه بابا
منم خوشحال و شادمان که بالاخره گندکاریام پنهون موند تا فرداش که داشتم شال اتو میزد�
هی میگفتم خدایا این چرا می چسبه ؟درست اتو نمیکنه؟
کهههههه یاد گندکاریم افتاد�
کارمم اورژانسی بود مونده بودم چه کنم؟
تسلیم نشد�
رفتم آب آوردم با آب پاش زدم به شال
بعد اون پرزای فرش که کنده شده بود گوله گوله رو شال می موند و با دست می کندمشون:))))))))))))
تجربه ی خوبی بود :)))