ا

الهه

@نظری · ۷۴ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

ت
تنهای تنها ۱۳ سال پیش
پیام

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم،هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم.
یاد تو هر جا که هستم با منه،داره عمرمو آتیش میزنه.
تو برام خورشید بودی،توی این دنیای سرد،گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد.
حالا اون دستا کجاست؟
اون دو تا دستای خوب!
چرا بیصدا شده،لب غصه های تو؟من که باور ندارم،اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد...

ت
تنهای تنها ۱۳ سال پیش
پیام

اقرار مرا بر پشیمانیم حک کن تا لا به لای این ثانیه های مندرس نامی از احساس نبرم!من باختم به خود باختم به فرشته های آدم نما!
باختم به شاهزاده های شهر قلبهای سنگی!
و حال که در گوشه ی اتاق تنها یی ام،حماقتهایم را میشمارم آرام آرام این جمله زاده میشود که:سنگ باش تا سنگسار نشوی!!