ت
تنهای تنها ۱۳ سال پیش
پیام

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم،هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم.
یاد تو هر جا که هستم با منه،داره عمرمو آتیش میزنه.
تو برام خورشید بودی،توی این دنیای سرد،گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد.
حالا اون دستا کجاست؟
اون دو تا دستای خوب!
چرا بیصدا شده،لب غصه های تو؟من که باور ندارم،اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.