ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم،هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم.
یاد تو هر جا که هستم با منه،داره عمرمو آتیش میزنه.
تو برام خورشید بودی،توی این دنیای سرد،گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد.
حالا اون دستا کجاست؟
اون دو تا دستای خوب!
چرا بیصدا شده،لب غصه های تو؟من که باور ندارم،اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد...