f

fatemeh

@20915 · ۷۵ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

taranooom
یه سوال میپرسم جون من جواب بده
الان این چیزای که گفتی خودت تنهایی فکر کردی وبهشون رسیدی یا منم کمکت کردم؟؟؟!!!
نه بابا معلومه که بهش فکر نمیکنم من میخواستم بهش فکر کنم به خواستگاریش جواب مثبت میدادم نه که اونجا بگم نه اینجا بشینم بهش فکر کنم
گفتم که فقط دوست داشتم بدونم (اگه میبینی این همه توضیح دادم فقط برای اینکه منظورمو بفهمی!!!!!!!!!!)
اون که بله اول خبرا واسه شما میرسه مثل قضیه دستبند هیچوقت یادم نمیره هاااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!
تونستی حتما از دلم در بیار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی خداییش فکر نکنم تو عمرت به اندازه شنیدن همین قضیه خواستگاری شوک شده باشی اخ دوست داشتم اون موقع یکی ازقیافت یه عکس میگرفت (سوژه بودی هاااااا)
راستی ترنم نمیدونی من از اینکه تا حالا واسه هرکی پست گذاشتم جوابمو داده چقدر شرمنده شدم میگم میخوای تو هم نه زحمت خوندن به خودت بده نه جواب دادن مثل بقیه دوستان اصلا راه دوری نمیره هااااااا
جون من توجه کن خودت متوجه میشی!!!
در ضمن خیلی زر زر میکنی گفتم بدونی!!!

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

taranooom
ترنم این دوست داشتنا برای من چی داشت که برای تو داشته باشه اما واسه رسیدن بهش تلاش کن
نذار مثل الان من هیچی برات مهم نباشه و همش تو بی خیالی سرکنی
راستی ترنم به نظرت حمید واقعا منو دوست داشت؟؟؟
من احساس میکردم از این عشق های زودگذر وسطحیه
خیلی دوست دارم بدونم!
راستی توجه کردی منو تو یا پیدامون نمیشه یا وقتی هم میشه نمیتونیم دیگه جلو پرحرفیهامونو بگیریم فقط زر زر میکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

مسیحا
میخواستم بگم تواولین پسری هستی که میبینم اینقدر احساساتی هستی جالبه!!!
میدونم تو ادمی هستی که خیلی جاها با منطقت تصمیم میگیری
کسی که به جای فرار از مشکلات روبروشون وایمیسته این خیلی خوبه
اما بدون ناراحتی وغصه خوردن چیزیرو حل نمیکنه
به خدا توکل کن نبینم غصه خوردنتو داداشی احساساتی�
مواظب خودتو مهربونیات باش

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

جالبه وقتی میام اینجا خندم میگیره بس که همه به امیرطاها میگن چیکار بکن چیکار نکن
بهتره دیگه بقیه شو بزاریم باشه با خود امیرطاها
نمیشه که همیشه ماها به امیربگیم چیکار بکنه
بهترنیست خودت یه خورده بیشتر به خودت ونگین وزندگی که میخواین داشته باشین فکر کنی
امیدوارم دیگه توپست هات اسمی از امیتیس نبینم!

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند
خنجر اعتمادی را که در پشتم فرو رفته در می اور�
صیقلی عاشقانه
اندکی نمک به رویش
نوازشش کرده دوباره بر سر جایش می گزار�
از قول من به ان لعنتی بگویید
خیالش تخت...
من هنوز به خنجرش هم وفادارم ...

س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

چشمانم را باز میکنم
و او نیست...
این بیرحمانه ترین اتفاق هر روز است!
خیلی ها خواستند جایت راپر کنند
امانشد..
سردردهای متوالی...
دلتنگی های گاه وبی گاه...
سرکوب کردن احساسم..
خواستن های مصنوع...
بخدا خسته شدم...
7سال که سهل است
تا اخر عمر باید تحمل کنم نبودنش را....