یکی هست...
تو قلبم❤که هر شب واسه اون می نویسمو اون خوابه.....
نمیخوام بدونه
واسه اونه که قلب من این همه بی تابه..
یه کاغذ..
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه✉
که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه..!
یه روز همینجا
توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم ..
آخه نخواست�
دلشو غصه بگیره...
گریه می کرد�
درو که می بست ....
می دوستم که می میر�
اون عزیزم بود نمی تونست�
جُلوی راشو بگیر�
می ترسم ....
یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا
کمک کن
نمی خوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوتِ اتاقو
داره می شکنه تیک تاک ساعتِ رو دیوار
دوباره
نمیخواد
بشه باور من که دیگه نمیاد انگار....
مرتضی جان خدا بیامرزدت روحت شاد...