س
سحر ۱۳ سال پیش
پیام

چشمانم را باز میکنم
و او نیست...
این بیرحمانه ترین اتفاق هر روز است!
خیلی ها خواستند جایت راپر کنند
امانشد..
سردردهای متوالی...
دلتنگی های گاه وبی گاه...
سرکوب کردن احساسم..
خواستن های مصنوع...
بخدا خسته شدم...
7سال که سهل است
تا اخر عمر باید تحمل کنم نبودنش را....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.