م

ملیحه فریدونی

@یا حق · ۶۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۶ رأی)

ش
شادی ۱۳ سال پیش
جوک

داداشم اینقد با این موجودات مرموز و حشرات چندش آورمثل سوسک با مهربونی رفتار میکنه که آدم حسادت میکنه دلش میخاد جای اون سوسکه باشه
هر وقت سوسک میبینه با مهربونی تمام در اتاقو واسش باز میکنه وبا احترام کامل راهنماییش میکنه به سمت بیرون.سوسکه هم خوشش میاد از جاش تکون نمیخوره.در همین حال که داره میگه منو این همه خوشبختی محاله....
که مامان خانومی من با دمپایی میزنه تو سرش.
:)))))))) اینقد حال میکنم......

ش
شادی ۱۳ سال پیش
جوک

یه شب ساعت دونیم سه ،داشتم تلفنی با مخاطب خاصم حرف میزدم یهویی مامانم اومد تو اتاقم،گوشیم جدید بود هنوز بهش عادت نکرده بودم منم ازترس به جای اینکه قطع کنم زدم رو بلند گو گوشیو انداختم زیر بالش
دیگه خودتون تصور کنید اون زیر بالش داشت حرف میزد منم خودمو زده بودم به خواب....
مامانم میگه حداقل اونیکه داره زیر بالش بال بال می زنه رو خفه کن بعد بگیر بخواب.

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سهراب، گفتی چشم ها رو باید شست!
شستم ولی...
گفتی جور دیگر باید دید!
دیدم ولی...
گفتی زیر باران باید رفت!
رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را، نه نگاه دیگرم را هیچ کدام را ندید
فقط در زیرباران با طعنه ای خندید و گفت:دیوانه ی باران زده.

ش
شادی ۱۳ سال پیش
جوک

این خاطره واسه خیلی سال پیشه، واسه زمانی که در دوران جاهلیت به سر می برد�
تازه یه هفته ای بود با یکی دوست شده بودم خیره سرم می خاست مخاطب خاصم بشه.تو روزتولدم این مخاطب خاصه جدید بهم زنگ زد که بیا میخام روز تولدت سوپرازت کنم، من حوصله نداشتم ببینمش هی اون اصرارمی کرد که حداقل بیا هدیه تولدتو بهت بدم. هی ازون اصرار از من انکار
آخرش به خودم گفتم به یکی از دوستام اس بدم که با اون برم وتنها نر�
گفتم :شیوا جان(دوستمه) این پسره رضا گیر داده که بیا می خام سوپرایزت کنم واسم هدیه هم گرفته، منم حوصله شو ندارم توبیا باهم بریم یه ساعتی میمونیم ،شامم می خوریم بعدش در میریم.
از شانس بدم اشتباه این اس و به خود مخاطب خاصه فرستاد�
سریع گوشیمو خاموش کردم سیم کارتمم در آوردمش قایمش کردم ،هنوزم که هنوزه اون سیم کارتو می بینم وحشت می کن�
دیگه قیافه منو تو اون لحظه تصور کنید
قیافه اونو زمان خوندن اس
به جان خودم تا حالا همه اس ام اسامو باید سه بار می فرستادم تا یکیش دلیوریش بیاد این هنوز نرفته دلیوریش اومد

ش
شادی ۱۳ سال پیش
جوک

شما اگه گودزیلا تو خونتون دارین ما ابر گودزیلا تو همسایگیمون داری�
هماسیمون دو تا پسر داره 5 و6 ساله اینا همیشه خونه ما به سر می برن
گودزیلا کوچیکه عاشق لامپ و سیم و سر پیچ و خلاصه هر چی مربوط به برق میشه. از بچگی حرف می خاستن ساکتش کنن لامپ دستش می دادن انگار دنیا رو بهش دادن آروم می شد
یه روز طبق معمول اومده بودن خونمون دیدم سر جفتشون بخیه خورده باند پیچ شده میگم باز چه آتیشی سوزوندین؟
فکر می کنین چیکار کردن
چشتون روز بد نبینه.این دوتا تو نبود بابا مامانشون صندلی میزارن میرن از لوستر آویزون میشن داشتن به قول خودشون تاب بازی میکردن که دوتایی با لوستر میان پایین
ولی خدا بهشون رحم کرد که فقط سرشون شکست
ولی بازم از رو نرفتن
حالا شما برین فدا مدا گودزیلاهای خودتون بشید

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

دنیایم نه به سفیدی برف است و نه به سیاهی پرهای کلاغ
دنیای من نه خوب است و نه بد...
دنیایم شاید خاکستری باشد...
از همین روست که دیگر نا آرامی ها بیقرارم نمیکند و شادی ها مرا در بر نمی گیرد!
از همین روست که گاه که میشنوم
از تو...
ازاو...
دیگر به هم نمی ریزم
چون باور کرده ام که هیچ چیز سفید سفید نیست همان طور که سیاه نیست...!

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سلاااااااااااااااااا�
چطورین دوستای گلم
وااااااااااااااااای چقددلم واستون تنگ شده بود.
no love:
عزیزم مرسی از پست قشنگت. قول میدم همیشه شاد شاد باشم.اصلا مگه میشه وقتی پیش شمام شاد نباش�
Hilda:
عزیزم تو فقط باش و پستای قشنگ بزار چشم ما قول میدیم دیگه کلیپس نزاریم.دلم واست تنگ شده بود. میدونم منو نمشناسی ولی من همه پستاتو خوندم.اگه دوست داشته باشی بیشتر باهم آشنا میشی�
my dream:
عزیزم خیلی خوشحالم سلامتی تو بدست آوردی دوباره اومدی پیشمون.رفتی پیش خونوادت؟

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سلااااااااااااااااا�
دوستای گلم یه مشکلی برام پیش اومده میخام کمکم کنید.
سه سال پیش شرکتی که توش کار میکنم نیازبه منشی داشت منم یکیاز دوستام دنبال کار میگشت اونو اوردم اینجا که ای کاش نمی اوردم.حالا کارش به جایی رسیده که عرصه رو به من تنگ کرده نه تنها جواب محبت منو با محبت نداد (بخوره تو سرش)بلکه تا جاییکه میتونه حرفای دروغ پشت سر من میزنه تا منو بد کنه,اگر چه همکارام میگن خانم مهندس ما که میدونیم همه حرفا دروغه,ولی یه وقتایی حرفاش خیلی زشته و اعصابمو بهم میریزه.تا حدیکه همین چندروز پیش باهاش دعوام شد. یه وقتایی شیطونه میگه اینقدبزنمش که...
هر چقدر بهش بی محلی میکنم اون بدتر میکنه هرروز با نقشه جدیدتر میخاد عذابم بده
اصلا آدم پشیمون میشه از محبت کردن درحق دیگران.
یه وقتایی میخام استعفا بدم و راحت بشم وی میبینم دقیقا همون چیزیه که اون میخاد.
شما میگید من با این آدم نمک نشناس چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سلااااااااااااااااااا�
من واون:
سلام داداش گلم. نمیدونم چند سالته،ولی فکر کنم آبجی بزرگت باشم.عزیزم حتی از نظر روانشناسی بهتره سن پسر از دختر بیشتر باشه چون بعدها تو زندگی مشترک میتونه مشکل ساز باشه.اکثر دخترها (نمیگم همشون)ترجیح میدن طرفشون از خودشون بزرگتر باشه.چون در غیر این صورت اون حسی و که یک مرد میتونه به عنوان تکیه گاه برای زن داشته باشه نداره.شاید خیلی ها با این نظر مخالف باشن اما چون این حسو خودم دارم وتو دور اطرافم بین همسن و سالام دیدم دارم میگم.(اما هستن پسرهایی که از دختر کوچکترن ولی احساس مسئولیتشون خیلی بیشتره).
گفتی آیا دخترا دل دارن؟مطمئن باش دارن.ولی تو اکثر مواقع دوست دارن عاقلانه تصمیم بگیرن.ولی اینکه اون دختر تو این هشت ماه تو رو وابسته خودش کرد اصلا کار درستی نبود.منم الان یه همچین دوستی دارم ولی از همون اولش بهش گفتم بهم وابسته نشو.اونم چهار سال ازم کوچکتره. با کارام با حرفام سعی میکنم این حسه وابستگی به وجود نیاد.سعی میکنم به عنوان یک خواهر همیشه کنارش باشم.چون خواهرنداره
در آخر ازت میخام هر چی زودتر این رابطه رو تموم کنی چون مطمئن باش اون دخترهیچ وقت حسی بهت پیدا نمیکنه و این وسط فقط تو لطمه میخوری.چهار سال خیلی زیاده عزیزم.الان فقط به دوست داشتن فکر میکنی ولی وقتی وارد زندگی شدی مطمئن باش این اختلاف سنی میتونه مشکلات زیادی به وجود بیاره.درضمن عشق تو منطقی نیست فقط احساسیه.

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سلااااااااااااااااااااا�
حدود شش ماهه میام اینجا اوایل فقط پستاتونو میخوندم ولی الان یه هفته ای میشه عضو شدم و چندتایی هم پست گذاشتم
چیزای زیادی از شماها یاد گرفتم. هیچوقت فکر نمیکردم پسرا هم عاشق بشن یا اصلا فکر نمیکردم دخترا هم خیانت کنند یا بزارن برن و انقد بی وفا وسنگدل باشن.
با خوندن پستای داداش کیان،حبیب عزیز(لابستر)،Arminعزیزم،تک سوار تاریکی،no love،عطا جوانمردی و خیلی دیگه از داداشای گلم که تو عشقشون شکست خوردن فهمیدم هنوز عشق نمرده، هنوز هستن مردایی که بشه به عشقشون اعتماد کرد و تو چشاشون عشق واقعی رو دید
هنوز هستند مجنون هایی که به عشق لیلی شون افسانه ای بشن و یا فرهادهایی که به عشق شیرین کوهو جابجا کنند.
دست همه داداشای گلم درد نکه که با حرفاشون،دلنوشته هاشون و خاطراتشون به من یاد دان هنوزم عشق وجود داره.و دید منو راجع به مردا عوض کردن.
با تک تک پستاتون اشک ریختم،خندیدم،اعتماد کردمو به فکر فرو رفتم. ولی پستای دو نفرتون خیلی داغونم میکرد . آبجی هیلدای عزیزم وداداش گلم مهدی 100٪ مخ.خیلی وقت نیستن دلم براشون تنگ شده. امیدوارم هرجایی هستین زندگی به کامتون باشه.

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

سلااااااااااااااااا�
"همیشه خزان" یعنی چی من 20سالمه ازدواج نکردم وترشیدم پس من چی بگم اووووووووووووووا عزیزم این چه حرفیه؟
ولی سونیا جون ایول حرف قشنگی زدی روشن فکرا که ازدواج نمیکنن
:Mahsa-namakabrud
عزیزم من اسم کسیو نبردم چون میخاستم از همه تشکر کنم. بازم ممنون به خاطر خوش آمدگوییت
"تو خوب باش"
عزیزم الان منم یه جورایی تو اون موقعیت هستم نمیدونم بین اونیکه دوستم داره واونی که دوسش دارم کدموانتخاب کنم. خیلی سخته.از خیلی ها کمک گرفتم هر کی یه چیزی میگه. منم خودمو سپردم به دست خدا.گفتم هر چی خودش صلاح بدونه.در حال حاضریه جورایی اونی که دوستم داره رو انتخاب کردم ولی میدونم راه سختی در پیش دارم.
دوستای عزیزم اگه نیومده خیلی زود خودمونی میشم وسریع خودمو تو جمعتون جا میدم یا هنوز اجازه نگرفته داداش یا آجی صداتون میزنم از دستم دلخور نشین چون من آدمی نیستم که به کسی بگم با من دوست میشی؟ سعی میکنم خودم اول باهاشون دوست بشم و ارتباط برقرارکن�

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه آجی نگین گل�
سوال صندلی داغ نیست اگه دوست داشتی هم میتونی جواب ندی
نگین جونم تو که اینقد خوب به داداش امیر طاها اعتماد داری با اینکه گذشته شو میدونی میتونی به منم کمک کنی چه جوری به اونی که دوستم داره و دوسش دارم اعتماد کن�
اونم تاحدودی گذشته شو بهم گفته. گفت نمیخام از همون اول هیچ دروغی بینمون باشه
ولی نمیدونم چرا یه وقتایی نمیتونم اعتماد کنم.راستشو بخای یه وقتایی میترسم بهش اعتماد کنم ،میترسم ازاینکه براش تکراری بشم و بخاد به دوستی گذشتش برگرده
آجی و داداشای گل و مهربونمم اگه میتوننن کمکم کنن تا بتونم بهتر تصمیم بگیرم
مرسییییییییییییییییییییییییی از همتون

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

آجی وداداشای گلم که کرد هستن به دادم برسید میشه برام متن زیر رو ترجمه کنید
"له دلم پرسی بووا رشپوشی له جیاتی شراب هر غم دنوشی و تی بویارم زور پروشم اوندم خوش ده وی زیاتر له خوشم"
"گیانه دوریه که م قه ت مه گره له دل, بولبول عاشق بیت ناتوره له گول , چونکه بولبول ئاواتی گوله, منیش توم نه بیت ئاواتم گله."
یکی نیست بگه تو که یک کلمه کردی بلد نیستی مخاطب خاص کرد اونم اصیل اچرا داری
خو یاد میگیرم دیگه مگه چیه

ش
شادی ۱۳ سال پیش
پیام

داداش حبیب یه اس فرستادی تو قسمت عاشقونه
" یـه جـایی تـوی قــلبم هـست..
کـه بـا خـودم عــهد کــرده بـودم دیـگه هـیچکسـی ُ توش راه نــدم..
اعــــتراف مـیکنم!
جــلوی " تـو " کــم آوردم! "
منم خوشم اومد واسه مخاطب خاصم فرستادمش بر میگرده میگه چرا کم آوردی
یک ساعت براش توضیح دادم منظورم چیه
هر چی احساس داشتم اون لحظه فنا شد
لایک= آخه کی به تومیگه لاو بترکون اصلا این حرفا به تونمیاد دختر