ج

جواد

@javad_shz · ۶۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

d
dg injory ۱۳ سال پیش
جوک

ﭘﺴﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﮐﺒﻮﺩ !!
ﻣﯿﮕﻢ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﮐﺮﺩﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺮﺍ
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﮐﺒﻮﺩ ﻭ ﺯﺧﻤﯽ ﺻﻮﺭﺗﺖ؟؟ ! ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﻣﯿﮕﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺑﻪ !!!! ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ
ﻣﯿﮕﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﺳﻮﺗﯽ ﻧﺪﻩ!

d
dg injory ۱۳ سال پیش
جوک

یادش بخیر اموزشی که بودبم وقت کم بود واسه همین یه ساعت معینی واسه حمام هر گروهان تعیین میکردن وقتی میرفتیم حمام 50 نفر کمتر نبودیم چه حالی میداد وقتی یکی از بچه ها زیر دوش عمومی بود یواشکی شیر گرم یا سرد. دوشو میبستیم بیچارهها انگار برق گرفته ها مبشدن ولی چون صمیمیت بالا بود اصلا ناراحت نمیشدن کلی هم میخندیدیم پسرای سربازی رفته اموزشی جهرم پرچم بالاست...
دیگه اینجوری

d
dg injory ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ما دبیرستان بودیم هرروز با اتوبوس میرفتیم از در عقب سوار میشدیمو اذیت دخترا میکردیم بعد که رفتیم دانشگاه دیگه کلاسمون رفت بالا همش با تاکسی میرفتیم یه بار بعد از چند ماه که با دوستام بودم گفتم بیایید با اتوبوس بریم به یاد قدیما رفتم از در عقب سوارشم روم به سمت دوستام بود که بگم سوارشید که یهو بووووم خوردم به این میله هایی که جدیدا گذاشته بودن پخش شدم کف خیابون دیگه اتوبوسه واسش صندلی نموند چون مردم همه رو دندون میزدن دوستامم که افتاده بودن به جون اسفالت خوووو نخند خبر نداشتم از این میله ها زدن
دیگه ابنجوریییی

d
dg injory ۱۳ سال پیش
جوک

مادربزرگم بهم قول داده بود اگه تصمیم به ازدواج بگیرم حلقه(هلغه،حلغح)نامزدیمو اون بخره بعد 2 سال میگم خانم جون میخوام زن بگیرم (حالا الکی)پولاتو جمع کردی؟
میگه واسه چی؟؟!
میگم حلفه نامزدیییی
میگه دختر داییت که شوهر کرد رفت دیگه حلقه بی حلقه!!!
منو میگی :00000
خو خانم جون بگو اگه دختر داییتو بگیری واست حلقه میگیرم چرا بچه مردومو تو این گرونی طلا امیدوار میکنی:((((
دیگه اینجورییی