*از شما چه پنهون*
یکی از جدیدترین تجربه هام میگه. . . .
همیشه دلیل ریزش مو فقر آهن نیست!
علت سفید شدن مو سن زیاد نیست!
به خدا این خاطره ها. . . .
بیخیال!
@سحرش · ۴۵۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۷۶۵ رأی)
*از شما چه پنهون*
یکی از جدیدترین تجربه هام میگه. . . .
همیشه دلیل ریزش مو فقر آهن نیست!
علت سفید شدن مو سن زیاد نیست!
به خدا این خاطره ها. . . .
بیخیال!
*از شما چه پنهون*
آهااااااای با توام!
تویی که با یه سردرد کوچیک من هول میشدی و. . . .
از مامانم گرفته تا مامانت تا اورژانس و 110 و 125 همه رو زابرا میکردی. . . .
کجایی این روزای سحرو ببینی که سردرد کوچکترین و بی اهمیت ترین درد زندگیشه!
پیش خدا خوش میگذره بی معرفت؟؟؟
*از شما چه پنهون*
شب که میشه. . . .عزا میگیرم!
دلم میخواد یه دل سیر بخوابم ولی این چشمهای عزا گرفته ی لعنتیم. . . .
دیشب به دروغ بهشون گفتم میاد به خوابم تا از شوق این یکمی پلک رو هم بذارن. . . .
امشب چه دروغی واسشون سر هم کنم؟؟نمیخوااااابن. . . .
*از شما چه پنهون*
یکی دیگه از عادتهای نابود کننده ی زندگیم. . . .
وقتی سلام نمازو میدادم پا میشد میومد روبروم مینشست پیشونیمو میبوسید و میگفت:
قبول باشه خانومم. . . .خوش به حال خدا!
حالا این روزها. . . .بعد از سلام نماز. . . .چی بگم؟؟
گاهی خیالش انقدر واقعیت داره که پیشونیم داغ میشه از حرارت لبهاش. . . .
آقای من!
عمر من قد نمیدهد تا آن روز. . . .
به سفرت بگو کوتاه بیاید اندکی. . . .
"عجل یا مولانا یا صاحب الزمان"
*قرآن من شرمنده ام. . . .*
من شرمنده ی توام قرآن اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسیم:چه کسی مرده است؟"
چه غفلت بزرگیست که میپنداریم خدا تورا برای مردگان نازل کرده. . . .
من شرمنده ی توام قرآن!
*از شما چه پنهون*
حس خوبی نیست. . . .میدونم!
اما هنوزم نسبت بهش حس مالکیت دارم. . . .
دست خودم نیست. . . .حسودیم میشه. . . .
میدونم که جماعت اینجا نوشته هامو واسه خاطر اون دوست دارن. . . .
مهدی جان!
من تمام شعرهایم را در وصف نبودنت سروده ام. . . .
و اگر یک روز ناگهان ناباورانه سر برسی. . . .
دست خالی. . . .حیرت زده. . . .نقاش میشوم و نقش پرواز را بر دنیا خواهم کشید. . . .
*از شما چه پنهون*
وقتی از خونه میره بیرون تا وقتی برنگشته به هیچکدوم آثار بودنش دست نزنید. . . .
روتختی مچاله شده از جای خوابش رو مرتب نکنید. . . .ظرف آشغال تخمه هایی که دیشب خورده بود و حالا کنار کاناپس برندارید. . . .لیوانی که صبح توش چایی خورده رو نشورید. . . .
اگه برنگشت. . . .
مثل من لااقل دوسال با همینا زنده میمونید. . . .
*از شما چه پنهون*
کارم به جایی رسیده که وقتی از جلوی بوتیک لباس مردونه رد میشم چشمهامو میبندم. . . .
همیشه دوست داشت رنگ لباساشو من انتخاب کنم!
از شما چه پنهون. . . .سفید خیلی بهش میومد. . . .
*از شما چه پنهون*
شب عروسی بعد از مراسم و یه رالی درست و حسابی مهمونارو قال گذاشت. . . .
جاده چالوس. . . .خلوت و سوت و کور. . . .نم نم بارون. . . .
خیلی ساکت بود.پرسیدم:داری به چی فکر میکنی شا دوماد؟
-به اینکه دیگه از خدا چی میخوام.
-خب چی میخوای؟؟
گرم و مردونه خندید:دیگه هیچی سحر. . . .دیگه هیچی!
. . . .
کاش از خدا بیشتر میخواستی مرد!
کاش. . . .
*از شما چه پنهون*
کونگفو کار میکرد ولی فقط یه بار دیدم دستش رو کسی بلند شه. . . .
آزمون مربیگری اسکیت داشتم یه ماه بود تمرین نکرده بودم.با اصرار بردمش پیست اسکیت پارک لاله.در حال چرخ و فلک زدن بودم یه پسره اومد از بغلم رد شه چرخ اسکیتش گرفت به پام و . . . .تمام.با صورت خوردم زمین از زیر چونه تا روی گلوم زخم شد. . . .
حال و روز پسره ام که گفتن نداره یه کتک مفصل خورد. . . .
تا خونه باهام حرف نزد.
همین واسه کنار گذاشتن این رشته بس بود. . . .
گاهی یه زن. . . .
جوری میجنگه واسه حفظ ارزشهاش. . . .
که زمین میلرزه زیر پاش. . . .
*از شما چه پنهون*
بوی اسفندی که هربار بعد از برگشتن از مهمونی و رفتن مهمونا از خونمون برام دود میکرد. . . .
هنوز تو مشاممه!
نگران نباش عزیزم!
دیگه این روزها نه کسی هست چشمم بزنه نه چیزی دارم که به چشم بیاد. . . .
*از شما چه پنهون*
قرار بود به پای هم پیر شیم!
ولی این روزا منم ویه عکس خشک و خالی ازش که همه از دستم قایمش میکنن!
این عکس پیر نمیشه اما. . . .داره منو پیرم میکنه. . . .
*تابلو نوشته های جنگ*
(به مناسبت هفته دفاع مقدس)
1.هرکه رنجش بیش اجرش بیشتر!
2.ورود پاهای متفرقه اکیدا ممنوع(نوشته ی پوتین پای شهید)
3.ورود اشیاء داغ مخصوصا ترکش ممنوع(نوشته لباس)
4.ورود ترکش از پشت ممنوع مرد آن باشد که از روبرو بیاید.
5.نمیتونی بیای تو لطفا مزاحم نشو(نوشته روی لباس خطاب به گلوله)
*از شما چه پنهون*
یکی از بدترین صحنه هایی که تو فصل مدرسه ها حسابی به همم میریزه. . . .
بعضی از این دختر دبیرستانیان که تو مدرسشون پوشیدن چادر اجباریه!
چادراشون رو یا تو دستشون مچاله میکنن یا از رو شونه هاشون آویزون میکنن یا. . . .
نکنید این کارو توروخدا دوستان!
اونیکه باید تو دست مچاله شه آشغاله اونیکه رو شونه آویزون میکنن شنله!
حرمت داره چادر. . . .
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی های شاد و خندان بازگرد
درس های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد وچاپلوس
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی پیراهن از تن میدرید
تا درون نیمکت جا میشدی�
ما پر از تصمیم کبرا میشدی�
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک میشدی�
لااقل یک روز کودک میشدیم. . . .
مهر بر همه ی بچه مدرسه ای های قدیمی مبارک!
*از شما چه پنهون*
لعنت به فیلما و آهنگایی که رفتنشو یادم میاره. . . .
لعنت. . . .
*از شما چه پنهون*
خیلی درده. . . .
واسه جشن تولدت فقط رو دوستهای مجازیت حساب باز کنی. . . .
خیلی. . . .