ا
اول شخص غایب ۱۲ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
شب عروسی بعد از مراسم و یه رالی درست و حسابی مهمونارو قال گذاشت. . . .
جاده چالوس. . . .خلوت و سوت و کور. . . .نم نم بارون. . . .
خیلی ساکت بود.پرسیدم:داری به چی فکر میکنی شا دوماد؟
-به اینکه دیگه از خدا چی میخوام.
-خب چی میخوای؟؟
گرم و مردونه خندید:دیگه هیچی سحر. . . .دیگه هیچی!
. . . .
کاش از خدا بیشتر میخواستی مرد!
کاش. . . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.