خیلی وقته تک و تنهام،توی باغی از ترانه
منتظر واسه یه خوبی ،یه رفیق بی بهانه
توی دنیای پر از گل، واسه عالمی غریب�
میون این همه خوبی، این منم که بی نصیبم
@doll · ۲۶۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶۲۸ رأی)
خیلی وقته تک و تنهام،توی باغی از ترانه
منتظر واسه یه خوبی ،یه رفیق بی بهانه
توی دنیای پر از گل، واسه عالمی غریب�
میون این همه خوبی، این منم که بی نصیبم
وقتی بر دشمن خود قدرت یافتی به شکرانه قدرت، از او درگذر (حضرت رسول)
نه پیامی ، نه نشونی
رو زمینی یا آسمونی؟
کاش میگفتی،کاش میدونستم تو کجایی!
اون از بقیه! این از تو!
امروزم مثل دیروز!روز از نو!
خسته ام از روزای تکراری تو کجایی؟
شبای تو همشون مهتابی
روزای تو گرم و آفتابی
اینم از روز و شب من تو کجایی؟
شب و روز یخ می زنم از تنهایی...
ای روشنی چشمان من !
رویای من دیدار توست"
ای جاری در شعر و ترانه هام!!
در کلام من عطر نام توست"
روزها و شب ها گذشتو" من
روزم ،شب نشد بی یاد تو
از این شب های تو در تو
که جز شب در پی اش نیست
از این روزایه بیهوده
که فردا در پی اش نیست
از این شب های بی رویا
دلم "خونه.......دلم تنگه.....
زبان درنده ای است که اگر به حال خود واگذاشته شود می گزد. (امام علی ع)
شب بی عاطفه برگشت ،شب بعد از رفتن تو
شب از نیاز من پر ،شب خالی از تن تو
با تو گل بود و ترانه، با تو بوسه بود و پرواز
گل و بوسه بی تو گم شد، بی تو پژمرد وشد آواز
روزها و شب ها گذشتو ،من روز وشب بودم به یاد تو
...روزها مدفون در "انتظار"
شب ها غرق در سراب "امید"
.
.
در وهم شیرین خیال من:
تو کنار من!
من کنار تو!!
آه از انتظار.....
کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی
همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی
نیستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه
میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه
آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی ها�
خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی ها�
لحظه هر لحظه پس از تو شب وگریه در کمینه
تو دیگه بر نمی گردی ، آخر قصه همینه
غم میون دو تا چشمون قشنگ لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دوتا چشمون سیاهت مثه شبهای منه
سیاهی های دو چشمت مثل غم های منه
تا تو بخاطر منی. کس نگذشت بر دل�
مثل تو کیست در جهان. تا زتو مهر بگسل�
میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من
ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم
دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه درد�
سخته اما باورش کن، من دیگه برنمیگرد�
اما یادت باشه حرفات ،مثل گوله های برفن
خیلیا قربونیای بی گناه دوتا حرفن
سهم چشمای تو بودن ، توی دنیا هرچی داشت�
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشت�
یه دروغ ساده اما قصه ی ما رو بهم زد
سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد
سرم را سرسری کردی ،بسوزی
به حقم کافری کردی بسوزی
تا بودم سوزن دست تو بود�
میون پنجه و شصت تو بود�
اجل اومد که جون از ما بگیره
ندادم چون که پابست تو بودم
الهی چشم گریونت ببینم دلبر من
گرفتار و پشیمونت ببینم دلبر من
بمیری بهتره تا زنده باشی دلبر من
نمی خوام با رقیبونت ببینم دلبر من
همنشینی با اهل دین شرف دنیا و آخرت است. (حضرت محمد ع)
سعادت کامل آن است که عمر دراز را در عبادت خداوند به پایان برند (حضرت محمد ص).