آسمون، غرق به خونه دل من
آسمون، دشت جنونه دل من
تک و تنها توی دنیای بزرگ
آسمون، بی هم زبونه دل من
@doll · ۲۶۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶۲۸ رأی)
آسمون، غرق به خونه دل من
آسمون، دشت جنونه دل من
تک و تنها توی دنیای بزرگ
آسمون، بی هم زبونه دل من
آسمون مرده دیگه مهر وفا
بزم ما پر شده از رنگ و ریا
نه محبت میشه پیدا ،نه صفا
آسمون قهره دیگه با ما خدا
وقتی که تنها میش�
اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش
خونه ی دل در میزنه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت
شبنمی غمزده از گوشه ی چشمان من آویخت
دوری بین من و تو،دوری باغ و تماشاست
دوری بین من و تو،دوری ماهی ودریاست
کاشکی میشد که بخندم همیشه
چه کنم دست خودم نیست نمیشه
دیگه اون روزایه زیبا نمیاد
دیگه اون خنده به لبها نمیاد
دوباره نامه هاتو میخوندم امروز
خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز
مثل هر روز توی اون کوچه ی خاکی
دیگه من منتظرت نموندم امروز
گفته بودم یه روزی شاید فراموشت کن�
حالا شاید نمیگم،باید فراموشت کنم
همنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست
هنوزم دیدن تو برام مثل یه عمر دوبارست
هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
من مگه می زارم بری!، برای چی دلواپسی!
یه جا تو قلبم داری که نمیدمش به هیچ کسی
اونقده عاشقت شدم، همه حسادت میکنند
به من دیوونه دارن، یه شهر عادت می کنند
ساده ازت دل می کنم به وقتش!
آتیش به جونت می زنم به وقتش!
وقتش که شد بهت میگم کی هستم!
بهت میگم منتظر چی هستم!
رنگ سیاه زدی به روزگار�
میخوام تلافی شو سرت در آرم
این جوری که من عاشقم ،این روزا غیر عادیه
خوب میدونم نگاه تو از سرمم زیادیه
ارزش با تو بودنو میدونه قلب عاشق�
الهی با تو بگذره تمامیه دقایقم
دلم عادت نداره بر تب وتاب
تو به من مثل ستاره ها بتاب
خونه ی عشقو نشونه من بده
نذار عاشق بمونم فقط تو خواب
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو از چهره ،دل شسته بود
عکس آن شیدایی ،در آن ایینه شیدا نبود
در این دنیا تک وتنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من
می خوام ای تموم راز�
ای تو معنای نیاز�
بهترین ترانه ها رو
واسه ی چشات بسازم
می تونه جونم فدای
عاشقی های تو باشه
می تونی با من بمونی
تا دلم از غم رها شه
توی آینه روبرومی
نفست لمس تابستون
صدای گرمو لطیفت
مثل نغمه های بارون
قصه من و نگاهت
قصه آتیش و ابه
لحضه به تو رسیدن
مثل تعبیر یه خواب
وقتی غوغای غروبه
میشه باز با تو طلوع کرد
میشه باز دلو به تو باخت
بازی عشقو شروع کرد
میشه مثل یه گل سرخ
روی دستات شعله ور شد
واسه هر دو دلو پر داد
واسه عشقت در به در شد
میشه یک لحظه تموم شد
تو نگاه شعله ریزت
میشه یک عمر عاشقی کرد
واسه ی قلب عزیزت
روزایه خوبه هفته رو شمردیم
دیدیم تموم هفته رو شمردی�
شدیم مثل دو تا دل بیقرار
هم دیگرو ساده گذاشتیم کنار