صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر این جمعه " نیاید ". چه کنم؟
آنقدر من خجل از کارخودم
اگر این جمعه" بیاید" چه کنم؟
@دل آرام · ۸۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)
صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر این جمعه " نیاید ". چه کنم؟
آنقدر من خجل از کارخودم
اگر این جمعه" بیاید" چه کنم؟
زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست...
زندگی یعنی همین پروازها ٫
صبح ها ٫لبخندها ٬آوازها...
زندگی ذره ی کاهیست ٬که کوهش کردیم
کاش بعضی از آدمها. مثل اسکناس بودند و میشد بگیریشان جلوی نور تا ببینی اصل هستند یا تقلبی؟!!
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست .سرت را بالا بگیر و لبخند بزن٬ فهمیدن احساس ٬کار هرکس نیست
صبح اتفاق قشنگی است.بیخودی نیست که گنجشکها شلوغش میکنند..پس صدا بزن خدارا که امروز روز توست
..
..
به شرط لبخندت ٬بخند تو در آغوش خدایی
مهم نیست آخرین زلزله زندگیت چند ریشتر بود مهم شروع دوباره است
گاهی انقد دل تنگ کسی میشوی که اگر خودش بفهمد . از نبودنش خجالت میکشد
بگذار تا شیطنت عشق . چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید .
هرچند آنجا جز رنجو پریشانی نباشد ٬اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن!
هر چه بيشتر بربار حافظه بيفزائيد حافظه تان قويتر ميگردد و هرچه بيشتر به آن اعتماد کنيد قابل اعتمادتر ميگردد.
توماس دوکوئين
سفیدشدموهایی که برای امدنت اراسته بودم
روبعضــى هابایـدبـرچسب زد: تســت شــد،آدم نیســت…
هـر چــند "بــي حــد" تــورا خــواستم.... امـا ... در "حــد" مــن نـبـودي....
بــــــاید فرامــــــــــوشت کنــــــــــم...
چندیست تمــــــــرین می کنم...
من می توانـــــــــــم ! مــــــــــــی شود !
آرام تلقــــــــــــین می کنم...
حالم ، نه ، اصلا خوبــــــــــ نیست ....تا بعد، بهتـــــــر می شود ....
فکــــــری برای این دلِ آرام غمگین می کن�
من می پذیرم رفتــــــــه ای و بر نمـــــــــی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم...
کم کم ز یــــــــادم می رویـــــــــــ...
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم...
آدم ها دروغ نمی گن
اگر چیزی می گویند صرفا ” احساسشان ” درهمان لحظه ست …
نباید روش حساب کرد …
کمیعوض شد�
دیریست از خداحافــــظیها غمگین نمیشو�
به کسی تکیه نمیکن�
از کسی انتظـــار محبت ندار�
خـــــودم بوسه میزنم بردستـــــان�
سر به زانوهایم میگذارم و سنگ صبور خــــــودم میشو�
چقدر بـــزرگ شدم یک شبه….
گــفـت تــا ابــد تـنــهایــت نـمـیــگـذارم ...
ابـــدش چـه زود عـــفـو خـــورد !
قــول بــده کــه خــواهــی آمــد
امــا هــرگــز نیــا!
اگــر بیــایــی
هــمه چیــز خــراب می شــود!
دیــگر نــمی تــوانــ�
اینــگونــه بــا اشتــیاق
بــه دریــا و جــاده خیــره شــوم!
مــن خــو کــرده ا�
بــه ایــن انتــظار،بــه ایــن پـرســه زدن هــا
در اسکــله و ایستــگاه!
اگــر بیــایــی
مــن چشــم بــه راه چــه کســی بمــانــم؟
یاد گرفتم اگر توی زندگییی
کسی یادم نکرد من یادش کنم شاید اون از من تنهاتره
لالالالا...بخواب دنیا خسیسه واسه کمتر کسی خوب مینویسه
یکی لبهاش همیشه غرق خندس
یکی حتی تو خواب هم چشماش خیسه خیسه...
یکی داره هزارو یک ستاره یکی جز یاد تو هیچی نداره
گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی …
یکی دور می زند اما دیگری باید جریمه شود !