آقا ما تو دوران جهوليت كه بوديم كارايى ميكرديم در حد بن لادن يه بار با يكى از رفقا زد پس كلمون شيطون, كه مزاحمت تلفنى ايجاد كنيم،عاقا ما زنگ زديم به ى شماره شانسمون توپ يه پيرزن گوشى رو جواب داد
بهش گفتيم ببخشيد مزاحم اوقات شريف شديم البته خيلى اتو كشيده پيرزنه گفت خواهش ميكنم بفرما،ما هم گفتيم از ايران خودرو مزاحم ميشيم شما
كرم ضد چروك لازم نداريد اشانتيونم داره! اونم نه گذاشت نه برداشت گفت نه پسر گلم حالا رفيق مارو ميگى داشت مثه سگ آبى تنه درخت سوراخ ميكرد مثه داركوب كه زمين رو سوراخ ميكنه ميره تو آب!