پ

پلاک8

@پلاک8 · ۶۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

پ
پلاک8 ۱۳ سال پیش
پیام

دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته
دختر که باشی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته
مردونه ترین دستی رو که میتونی تو دستت بگیری و از هیچی نترسی دستای گرم و مهربون پدرته
باید دختر باشی تا بفهمی
====================
باباجون عاشقتم

پ
پلاک8 ۱۳ سال پیش
جوک

تا الان یکی از فانتزیام این بود که یه بار،فقط یه بار امتحان دیفرانسیلو خوب بد�
معلممونم این قده(...)بود که نمیشد تقلب کرد
خلاصه دوستان امروز فانتزیم به حقیقت پیوست و تونستم امتحانو در حد چی خوب بد�
البته از زحمات دبیرزبانمون که زحمت مراقبت از بچه های قحطی زده کلاسمونو کشیدن نهایت تشکرو دار�
فقط از یه چی میترس�
دبیر قبول نکنه این برگه امتحان بنده ست

پ
پلاک8 ۱۳ سال پیش
پیام

سلام دوستان
امروزمثل همیشه دلم گرفته بود ازتنهایی
دلم میخواست یه نفر بود تنهاییمو پر میکرد
یه دفه یکی از تو کله دوتا تقه زد به تخته هامو گفت: چرا زانوی غم بغل گرفتی؟
گفتم:ولینتاینه و منم تنها�
گفت:هیچکس تنها نیست
4جوک
پریدم نشستم پشت کامپیوتر دیدم راس میگه
تا الان پیش خودم میگم هیچکی بغیر مامانمنیست که هم من دوسش داشته باشم و هم او تو این روز بفکر من باشه
ولی حالا میگم یه تبریک از طرف مامان و بابا و دوستای 4 جوکی عزیز می ارزه به صد تا کادو از طرف مخاطب خاصت که یه روز قراره تنهات بذاره
ولی مامان بابا و دوستای 4 جوکی هیچ وقت تنهات نمیذارن
اگه حرفمو قبول داری بزن لایکو

پ
پلاک8 ۱۳ سال پیش
جوک

عاقا چند روز پیش رفته بودیم عروسی
عروس دختر خاله بابام بود(الان فهمیدید که ما فامیل عروس بودیم دیگه)
اخر شب بعد تالار رفتیم خونه پدر داماد ارکستر داشتن
قبل اینکه داماد بیاد بشینه پیش عروس با چند تا از بچه ها هماهنگ کرده بودم داماد که اومد بگیم داماد چقد قشنگه ایشالله مبارکش باد
خلاصه جونم براتون بگه من زود گفتم،بچه ها همکاری نکردن، ارکستر هم صداش قطع شد
عاقا منم خیلی شنگول دست زدم گفتم داماد چقد قشنگه ایشالله مبارکش باد
یه دفه همه برگشتن طرف من زدن زیر خنده
منم نگاشون کردم و دنبال افق میگشت�
حالا مگه پیدا میشد؟؟؟؟؟؟؟
مجبور شدم تا اخرهمونجا بایستم و ترک روی سقفو نیگا کنم

پ
پلاک8 ۱۳ سال پیش
پیام

خط زدن بر من پایان من نیست ،اغاز بی لیاقتی توست
همیشه بهترین ها برای من بوده و هست،اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی ونیستی
این تو نیستی که مرا فراموش کردی
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکیه ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست،صحبت از لیاقت است
محکم تر از انم که برای تنها نبودنم انچه را که اسمش را غرور گذاشتم برایت به زمین بکوب�
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت ان فقیر بودی