V

Vesal

@Vesalm · ۸۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

V
VeSaL 74 ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ي برنامه کودک بود يادتونه ردپاي آبي،ي پسره با لباس سبز راه راه با سگش آبي معما حل ميکردن.چقد حرص ميدادن منو،وسيله رو ميز بود پسره انگار کوره نميديد يا سگه ميديد يا سطل و صابون و جارو،يني آدم انقد گيج.ولي من هميشه اداشو درمياوردم،بعد خرکيف ميشدم!
هعععي

V
VeSaL 74 ۱۳ سال پیش
جوک

يکي ديگه از فانتزيام اينه ک:
بر اثر بيماري در بيمارستان باشم رو ب موت بعد همه بالا سرم باشن من ب مامانم بگم آهنگ پسرم وقتي مياي از داريوش رو بخونه،اشک تو چشا حلقه بزنه بعد من با ي لبخند مليح ...
إنا لله و إنا إليه راجعون
بعد از تحريم و گوشي راحت از جيب درا و پرايد وانت و پرايد دنده اتوماتيک اينجانب نيز خل و چل شده ام