من سرراهيم...
الان مامانم ب دادشم ميگه اين غذا رو کي خورد؟داداشم منو نشون ميده مامانم ميگه کوفت بخوري تو،بعد ميگم ن بابا خودش خورده ميگه اشکالي نداره نوش جونت
من چيکار بايد بکنم؟!
@Vesalm · ۸۵ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
من سرراهيم...
الان مامانم ب دادشم ميگه اين غذا رو کي خورد؟داداشم منو نشون ميده مامانم ميگه کوفت بخوري تو،بعد ميگم ن بابا خودش خورده ميگه اشکالي نداره نوش جونت
من چيکار بايد بکنم؟!
تاحالا براتون پيش اومده ک وقتي محو ي چيزي مثلن فوتبال ميشين بعد دارين تخمه ميخورين،ي دفه ي سنگي پهني چيزي ميره زيره دندونتون حال آدم بهم ميخوره.لامصب بايد دو کيلو تخمه بخوري تا مزه اون بره.
ماشين رو پارک کردم شمارمو گذاشتم زير برف پاکن!زنگ زده ميگه پرايد مال شماست!ميگم پ ن پ بي ام و بقلي مال منه شمارمو گذاشتم رو پرايده ريا نشه!!
رفتم جلو بانک ي گدا بود،ژوليده پوليده اصن ي وضي منم تيريپ معرفت برداشتم 2هزار تومن دادم بهش.ي دفه پولو پرت کرد و گفت مگه داري ب گدا کمک ميکني؟!يني قياقه منو صف عابربانک ديدني بود!
گدا هم گداهاي قديم
با پسرداييم با ماشين رفته بوديم بيرون.من رفتم مغازه بعد چن مين اومدم نشستم تو ماشين باصداي بلند داد زدم سريع برو سريع برو چن تا هم فش(فحش)دادم.ي لحظه نيگا کردم ديدم ماشينو اشتباه سوار شدم،يارو هاج و واج مونده من کيم،فک کرده بود راننده شخصيمه.منم سريعا محل جنايتو ترک کردم.
خو من چيکار کنم ماشينارو مث هم نسازن تا قاطي نشه واااااالا
عاقا سرکلاس حسابداري نشسته بوديم،معلم ب يکي گفت بيا تخته رو پاک کن.اونم اومد ولي خيلي آروم پاک ميکرد.معلممون ب اوني ک تخته رو پاک ميکرد گفت اين بازياي شما برا ما تجربه اس.اينجا بود ک دراکولاي وجودم بيدار شد،ب معلم گفتم چي؟(باحالت غرور جملشو تکرار کرد)همين ک گفت تجربه اس گفتم برا ما خاطره اس.يني بچه ها ماژيک وايتبردو گاز ميزدن.
ولي دمش گرم هيچي بهم نگفت
اين سواليه ک سالهاس ذهن منو مشغول کرده:
خر باهوشه يا نفهم؟!
يا ميگن طرف خرخونه
يا ب آدم خنگ و خرفت ميگن
البته کاربرداي ديگه اي هم داره ولي اين 2تا بيشتر استفاده ميشه
سلا�
من تازه معني گودزيلا!(دهه هشتادي)رو فهميدم،داشتم ميرفتم بيرون ب يکيشون گفتم:شلام کوشولو،خوفي؟ ن گذاشت ن برداشت برگشت گفت از سن ت و ريش سيبيلات خجالت بکش.ديگه ملت داشتن تيرچراغ برقو مزه مزه ميکردن!هيچي ديگه سريع متواري شدمو ازاون جا ديگه رد نميش�
والااااا
يکي از سرگرميام اينه ک شب ب چيزاي ترسناک فک ميکنم بعد ک ميخوابم چنان خواباي ترسناکي ميبينم ک هيچ فيلم ترسناکي بهش نميرسه.هيجاني ک داره جوريه ک تو خواب ضربان قلبمو حس ميکنم!!!
واقعن فک کنم سرراهيم،ب تقليد از بچه هاي 4Jok ب مامانم گفتم من سرراهيم؟خيلي ريلکس گفت آره تورو کنار خيابون پيدا کرديم.
مادره مهربان و بچه سرراهي بزرگ کنه دارم!!!
يکي از سرگرميام اينه ک ميرم تو اتاقم دراز ميکشم بعد داد ميزنم کمک کمک کمکم کنيد،مامانم با عجله مياد ميگه چيه؟ميگم چراغو خاموش کن.ي بار امتحان کنين