s

samira

@sin jim · ۹۲ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)

s
sami ۱۲ سال پیش
جوک

مکالمه من و گودزیلای خواهرم:
-عزیزم پاشو برو تو اتاق بازی کن
-گودزیلا:خاله برم اتاق بالا یا اتاق پایین؟
-برو اتاق بالا
- برم اتاق سمت چپی یا اتاق سمت راستی؟
-عزیزم برو اتاق سمت راستی
-خب برم پلی استیشن بازی کنم یا تبلت؟
-: برووووو تبلت بازی کن
-خب حالا برم فوتبال بازی کنم یا کشتی کج؟
)-: کشششتی کج بازی کن
-جان سینا رو انتخاب کنم یا اندرتیکر؟
@-: ......(و در این زمان بود که من یه فن جان سینایی روش رفتم که دیگه نشینه پای برنامه کلاه قرمزی)

s
sami ۱۲ سال پیش
جوک

خواستم از همینجا قهرمانی دلاورانه غیور مرد ایرانی ،غزال تیز پا(نه ببخشید پلنگ) مازندرانی،اقای نقی معمولی را که باعث شادی ما در این ایام عید شدن به همه هموطنان علی الخصوص 4 جوکیا تبریک بگ�
0_0
0_o
._.
فقط نمیدونم چرا ملت نریختن تو خیابون شادی کنن...ما که رفتیم هیچکس نبود...

s
sami ۱۲ سال پیش
پیام

عشق آدما به هم قصه خنده داریه/اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه
وقتی عشقا همه از دم مثل هم تموم میشن/چرا باز باید شروع کردآخه این چه کاریه؟
یکی پیدا نمیشه تورو واسه خودت بخواد/واسه چشم و ابروته هرکی که دنبالت میاد
بخدا دروغ میگه وقتی میگه عاشقته/بخدا دروغ میگه که جز تو چیزی نمیخواد
"آهنگ بسیار زیبای مسعود و کیانوش سعیدی"

s
sami ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا دقت کردین تو این فیلما با چماق میزنن تو سر طرف (نمونش کیانوش ک زد پس کله باران)،طرف بیهوش میشه بعدش حالش خوبه خوبه،ماهم اومدیم رو دوستم امتحان کنیم الان بدبخت تو کماست منم پشت میله های زندون....نمیدونم چرا بیهوش نشد...نه واقعا چرا؟؟؟؟
اینم دوسته ما داریم؟؟؟!!!!
مثه اینکه صدام زدم فکر کنم ملاقاتی داشته باشم تا شما لایک میکنید من برم و برگردم

s
sami ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی فیلم پسر شجاع میذاشت فکر میکردم پسر شجاع "خرسه"
البته اون موقع خیلیییی بچه بودم یه خورده بزرگتر که شدم پی بردم که پسر شجاع "شیر" هست
ولی الان که خیلییی دقت میکنم میبینم که نه سگ آبیه(حالا واقعا سگ آبیه یا شیر آبی؟)
نخند... تو خودت بدتر از من بودی....

s
sami ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا تو دانشگاه پام گیر کرده از ده تا پله با سرعت 100km/h با مخ دارم میام پایین من دارم اشهدمو میخونم ،بعد که به سلامت عملیات سقوط رو انجام دادم نگاه دوستم میکنم میبینم چشماشو بسته دستش رو گذاشته رو گوشش جیغ میکشه.بهش میگم چرا چشمو بستی؟ میگه: اخه فکر کردم الانه که مغزت از هم بپاشه چشمم رو بستم که نبینم!!!
میگم: خو دیگه گوشتو چرا گرفتی؟ کثااافت میگه: اخه خواستم صدای ازهم پاشیدن مغزتو نشنوم!!!
منo.0
پسره که داره از سقوط آزاد من میخنده ^-^
.
.
خو الان من با این دوست دلسوزم چکار کنم؟ به نظرتون گوشه عزلت اختیار کنم!!!! و منزوی بشم بهتر نیست؟
اینم دوست جانفشانه ما داریم؟