S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

کلاس سوم دبستان مدرسه علی اکبر بودم زنگ علوم ساعت 14:30 (هوش رو حال کنید) معلم داشت درس میداد یکی از بچه ها بلند شد گفت اجازه بریم دستشویی معلم ما هم عادتی داشت نمیزاشت کسی بره از کلاس بیرون
خلاصه این همکلاسی ما 3 بار اجازه گرفت ولی معلم نزاشت یه چند دقیقه گذشت دیدم مثله قرقی از سر جاش پرید به سمت در کلاس حرکت کرد معلم گفت ههههههههههههههههههههههههههههههووووووووووووووووش کجاا دیدم توجه نکرد به راه خودش ادامه داد اخرین چیزی که یادمه این بود یک چیز قهوی رنگ متمایل به سبز کمرنگ(:دی) از پاچه شلوارش افتاد زمین و دیگر هیچ:D
(دیالوگ معلم با دانش اموز نگون بخت:D )
معلم : چه کار کردی بچه
دانش اموز: به خدا من بی تقصیر�
معلم: این چیهههههههههههه!!!
دانش اموز: ...!!! سکوت بغض
معلم: برو بیرون خفه شدی�
دانش اموز:گریه؟؟؟!!!
معلم : برید خاک بیارید ، پنجره ها رو باز کنید
بچه ها: چشممممممممممممممممممممممممم
همه تو حیاط بودیم دنبال خاک مگه گیر میومد رفتیم بیرون مدرسه
اصلا اوضایی بود بیا و ببین
پسره هم شبیه پنگوئن از مدرسه به سمت خونه شون رفت شلوار عوض کنه
از اون روز معلم دیگه هر کی دستشویی داشت میزاشت بره
واقعا باید اینجوری متنبه بشن معلم های عزیز:D

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.