p
penhan ۱۳ سال پیش
پیام

معبود من....
در زمینی خاکی بی بال و پرم افریدی.
و من سرگشته تر از هر زمان......
اواره تر از بی بال و پران............
زمینی یان دم از عشق میزدند.
من هم که سرا پا نیاز بودم و بی نازو معشوق..
از عشق زمینی یان چشیدم.
نه یک ذره نه اندک......
بارها این عسل نما را مزمزه کرد�
لحظه ای شیرین و باقی همه هیچ...
کنون سرگشته ترم.....
اواره ترم.....
گفتند عشق بال و پر است.
لیک هنوز بی بال و پرم......
معبود من....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.