*چکاوک پرنده ی احساس*
کاش شخصيت های کارتونی بوديم... هر نقشی ک واسمون در نظر ميگرفتن و ما اجراش ميکرديم مهم نبود... چون چيزی نميفهميديم بدونه هيچی احساسی پوچ و توخالی...!!!
ولی...
ما انسانيم! سرشار از احساس ها!
چطور ميشه نقشی بهمون ميدن(وقتی يکی تورو عاشق خودش ميکنه يعنی نقشه عاشقی رو برات درنظر گرفته! نقشی ک روح و باطنت اجراش ميکنه نه ظاهر و جسمت!) و ما به نحو احسن اجراش ميکنيم در آخر ميگن... مهم نيست چه حسی داری! برو! نقشت رو خوب اجرا کردی!
"دل نوشته هام"