چ
چکاوک ۱۳ سال پیش
پیام

*چکاوک پرنده ی احساس*
دلم تنگه برای خاطره هايی ک باهم داشتيم...
آخ ياد اون شب ها بخير...
من با خودش نصفه شب تلفنی داريم حرف ميزنيم مثه هرشب!
از بس خنديديم صدامون خش دار شده!
من: بسه ديگه عزيزم بخابيم صبح نميتونيم بيدار شيما! کار داريما!
باشه اينم بگم بعد بخابيم...
و دوباره حرفامون شروع شد! ی ساعت دو ساعت...
ديگه بزور صدام درمياد از بی خابی...
من: منو ميخابونی...؟؟
خودش: (صدای آرومه خندش مياد) آره عشقم... چشماتو ببند...
من: شب بخير ماهم...
خودش: شب بخير نفسم...
چشمامو روهم ميزارم... با صدای قشنگش با لحن فوق العاده مهربونو آرومش قصه ی عشقمون رو واسم تعريف ميکنه از اول تا... نميدونم تا کجا... چون همينطور گوشی رو گوشم خابم برده...
"دل نوشته هام"

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.