#دوستانه

واژه‌ی «دوست»
است که تا کنون شنیده‌ام: دوستان...... تو را دوست می‌دارند
معشوق تو نیستند، مراقب تو هستند؛ اما از اقوام تو
.
آن‌ها آماده‌اند تا در درد تو شریک شوند؛ امااز بستگان
خونی تو نیستند. آن‌ها ..... دوستان هستند! یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنش ات می‌کند، همانند مادر غم تو را
می‌خورد، مثل یک خواهر سر به سرت می‌گذارد، مثل یک برادر ادای تو را در می‌آورد، و آخر این‌که بیش‌تر از یک معشوق دوستت می‌دارد.

ع
علــƦЄȤaــی ۱۲ سال پیش
پیام

یادش بخیــــر
بچگیامون نه اینترنتی بود نه فیسجوکی و نه دختری تو زندگیمون که ضربه بخوریم...
با فوتبال تو کوچه و آتاری بازی تو خونمون صبح تا شب مشغول بودی�
قدر اون روزا و دورهمی ها با رفیقا که همه دلامون صاف بود ندونستی�
بزرگ شدیم از اون چیزی هم که میترسیدیم سرمون اومد همه گرگ شدن و کسی رحم رفیق نمیکنه
حالا حسرت دوران بچگی میخوریم افســــــــــوس.....

م
مـسـیـحا G1.Killer ۱۲ سال پیش
پیام

" ویــژ ویــژِ مـسـیـحـا "
ســلـامـتـی دخـــتــرِ چــشـم آبــیـی کــه خـیـلـی از ایــن دخـــتــر
مـانـکـنـای تــو خـیـابـون اونم بـدون آرایــش صــد بــرابــر خـوشـگـلـتـره هــا
ولــی عــوضِ ایــنـکـه دنـبـال ایــن قــرطــی بـازیــا بــاشــه
تــو ایــن گــرمــا حــداقــل 10 ســاعـت چــادر ســرشــه ....
انـصـافـا تــو مــخـیــلــیـه مـن نـمـیـگـنـجــه ...
لــامــصــب جــاش وســطِ بــهـشـــتــه انـصـافــا ...
بــه افـتـخــار هـمـه ی تیـپـای ایـنـجـوری بزن لـایـکــو

ی
پیام

یادمه داشتم خاله بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم شوهرداری میکن�
یادمه داشتم عروسکمو میخوابوندم ... اما به خودم که اومدم دیدم بچم بغلمه و داره گریه میکنه .
یادمه داشتم قایم موشک بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم قایم شدم و کسی پیدام نکرد .
یادمه داشتم تاس مینداختم تا منچ بازی کنم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم با زندگی بازی میکنم .
یادمه داشتم دکتر بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم رو تخت بیمارستانم .
یادمه با دوستم قهر میکردم تا قیامت ... اما به خودم که اومدم دیدم خیانت بود .
یادمه .................
می بینی ، زندگی الآنم مثل دوران بچگیه ، فقط زمونه عوض شده

K
K : E ۱۲ سال پیش
پیام

یکی بود ، یکی نبود
به غیر من، دلای تنهای زیادی بود
کاش این قصه گو من نبود�
راوی تنهایی و درد و رنجتون نبود�
کاش بتونم همراه دلاتون بمون�
واسه تنهایی هاتون یه سر پناه بمون�
می دونم غصه زیاده واسه هممون
یادمون باشه اینجا کنار همیم، هممون ...

K
K : E ۱۲ سال پیش
پیام

امروز بابام گفت : بعضیا قبلا میومدن تا ما موهاشون رو کوتاه کنیم، جدیدا مدای جدید اومده دیگه کلاسشون نمیخوره؛ ما موهاشون رو کوتاه کنیم .
اشک اومد پر چشمام ...
کاش میتونستم بهش بگم: بابایی دلم لک زده واسه پس گردنی هایی که وقتی موهامو کوتاه میکردی میزدیم، دلم لک زده بر اینکه بگی بچه کم چسب و ژل بریز تو این موها ولی ... شرمنده بابایی ، دوس ندارم موهای سفید بچتو ببینی ...
سلامتی همه کسایی که تو اوج جوونی سختیه زندگی پیرشون کرد ...