K
K : E ۱۲ سال پیش
پیام

امروز بابام گفت : بعضیا قبلا میومدن تا ما موهاشون رو کوتاه کنیم، جدیدا مدای جدید اومده دیگه کلاسشون نمیخوره؛ ما موهاشون رو کوتاه کنیم .
اشک اومد پر چشمام ...
کاش میتونستم بهش بگم: بابایی دلم لک زده واسه پس گردنی هایی که وقتی موهامو کوتاه میکردی میزدیم، دلم لک زده بر اینکه بگی بچه کم چسب و ژل بریز تو این موها ولی ... شرمنده بابایی ، دوس ندارم موهای سفید بچتو ببینی ...
سلامتی همه کسایی که تو اوج جوونی سختیه زندگی پیرشون کرد ...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.