به سلامتی کسایی که از بوی ماه مهر و کلا مدرسه و دانشگاه حالشون بهم میخوره اما دلشون برای رفیقا و همکلاسی ها تنگ شده واسه همین می خوان زودتر ماه مهر برسه بزن لایکو
به سلامتی کسایی که از بوی ماه مهر و کلا مدرسه و دانشگاه حالشون بهم میخوره اما دلشون برای رفیقا و همکلاسی ها تنگ شده واسه همین می خوان زودتر ماه مهر برسه بزن لایکو
به سلامتی
همه رفیقایی که بی بهونه و بی منت مهربونن...
وقتى ميشه مهربان بود، لبخند زد، به بقيه كمك كرد، پسته خورد و فيلم ديد ^_^ چرا ورزش؟ :|
از دلــــتنــــگی چیزی شـنیــده ای؟؟؟
مثل این است که دســتت را با کــاغـذ بریده باشی!
زخمی نمــیـــزند،
خونی نمــیــریزد،
ولــــی . . . .
میــســوزاند؛
بسلامتي عقابي كه تو آسمون به پرش مينازه ، بسلامتي پولداري كه رو زمين به پولش مينازه ،
بسلامتي ما كه هيچي نداريم و به رفيقامون مينازيم.
مـُـهـم نیـست چـَـنـدتــا لـایـڪـ میـخورم .. !
• مـُـهـم ایـنه ڪـه 4 تـا آدم حســابـے لــ ـآیڪَـم مـیـکـنن..
وقتی یادم میوفته هر آدمی توی نگاه مادرش چقد دوس داشتنیه،جرات نمیکنم از کسی بدم میاد
مرد اوﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ روزای ﺳﺨﺘﯽ دﺳﺘﺸﻮ ﺑﺰاره رو ﺷﻮﻧﻪ ی رﻓﯿﻘﺶ و
ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻪ .... رﻓﯿﻖ
اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺧﻮدﺗﻪ ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ اﺻﻼ رﺑﻄﯽ ﻧﺪاره زر اﺿﺎﻓﯽ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺷﻞ و ﭘﻠﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
دنیا اونقدر کوچیکه ک آدمایی رو ک ازشون متنفری رو هرروز میبینی...!
ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا اونقدر بزرگه ک اونی رو ک دلت میخواد رو هیچ وقت نمیبینی...!
یکی تو . یکی من!
تو: چشمانت را درویش
دلت را مقدس و پاک
و خودت را برای یکنفر نگه دار...
و اما من:
اگر چنین میخواهی
باید خودت هم مانند او باشی..
به اندازه ی لحطه ای انسان بودن!
کجان اون دوستایی که سر صف مدرسه پاهامونو 180 درجه باز میکردیم تا واسشون جا بگیریم؟؟؟؟؟؟!
به سلامتی بچه های پائین شهر وبچه های روستا اونایی که پول نداشتن اسباب بازی بخرن قوری وسماور وقابلمه وبشقابشونم خودشون با گل درست میکردن.
ارزش دوست آنقدر هست که برایش پل عبور شوم حتی اگر نگاهش به زیر پایش نیفتد.
بعضى انقدر خوبن كه تا مدت ها بعد از حرف زدن باهاشون ميشه يك تنه با غصه ها جنگيد. :)
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قویتر شدند،
زمان پیرشدنت فرا رسیده...
گوشیــــــم خـــراب شده.تازه فهمیدم چقدر تنهام :((
گوشیــــــم خـــراب شده.تازه فهمیدم چقدر تنهام :((
ﻣـــــَـــن ﻫـﻤـﯿـﺸـﻪ "ﻣـﯿـﺨـﻨـﺪﻡ" ... ﺑـﺎ "ﻫــَـﻤــــﻪ ﮐــَـــﺲ" ﻧـﻤﯿــﭙـــَــﺮﻡ ... "ﻏــــﺮﻭﺭ" ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟـــــﯽ ﻧـﻪ ﻭﺍﺳـــﻪ "دوســـتـــام" ... ﺑـﺎ ﻫـﻤـــــــــﻪ "ﺻـﺎﻓَـــــﻢ" ... ﺑـــــﺪ ﺑـﺎﺷـﯽ "شایـــــد" ﺗـَـﺤــَـﻤـُـﻞ کــــُـﻨـﻢ ... ﻭﻟــــــــﯽ ﺍﺯ "ﺣَـﺪِّﺕ" ﮐـﻪ ﺑـِــﮕـﺬﺭﯼ ... ﺩﯾـﮕـﻪ "ﺁﺩَﻡ" ﺣـﺴـﺎﺑِـﺖ ﻧـﻤـﯿـﮑــُـــﻨـﻢ ... "زیـــــــرِ پـــــــــــــام لـِــهــِـــتــْـــ میکـُـــنــــَـــــم"
از درد تنهایی بدتر...
درد دیدن پیر شدن بابا مامان مونه...:×
یکی از ترس های بچگیم این بود وقتی هندونه را با تخمهاش میخوری�
نکنه تخمهاش تو شکمم سبز بشه