عارفی را پرسید : دوست را چون دوستش داری نیازش داری؟ یا که چون نیازش داری دوستش داری؟
گفتم چون دارمش بی نیازم ....
عارفی را پرسید : دوست را چون دوستش داری نیازش داری؟ یا که چون نیازش داری دوستش داری؟
گفتم چون دارمش بی نیازم ....
سلام . صبح یکشنبه تان طلایی,,,
امروز می تونه روز قشنگی باشه...
اگه ما هنر این رو داشته باشیم که
قشنگ زندگی کنی�
زیبا ببینی�
زیبا نفس بکشی�
زیبا صبر کنی�
و جز زیبایی
در کالبد خاکی این دنیای فانی نبینیم,,,
روز و روزگارتون شاد, سرتون سبز, چشمانتون پر فروغ, لبهاتون پر لبخند, دلتون گرم و دستانتون مهربان و باسخاوت, یاعلی مدد.
حکـــــم اعــدام بــود...!
اعــدامــــے لحظــــه اے مکـثـــــــ کــــرد وبوســـه اے بــر طنـــــــاب دار زد.
دادستـــان گفتــــــــــ:صبـــــر کنیـــــد اقــای زنــدانــــــے!ایـــن چکـاریستــــــــــــ؟؟!
زنـدانــــــــے خنـــده اے کـــــرد و گفتــــــــــ:
بیچـــاره طنـاب نمـیـــــذاره زمـــین بیفتــــــم؛ولـــــــے آدم هـــــا!!!!
بــــدجــــــور زمینــــــــم زدن.....!
دلم از دست این دنیا غمگینه / که صادق بودم آخر همینه/ دورنگی و درویی کار ما نیست/ عجب عمری شده مهر و وفا نیست / رفیقان با رقیبانم نشستند / نمک خور ها نمکدان را شکستند / خوشا روزی که دنیا مال ما بود / رفیقی در پی دیدار ما بود
☆☆kamran♡♡Elham☆☆
سلامتی بچه یتیمی که وقتی معلم اول سال شغل پدرارو میپرسید وقت به اون رسید سرشو انداخت زمین اشک تو چشماش جمع شد و منتظر شد یکی از دوستاش جواب بده
سلامتی بچه فقیری که کابوسش موضوع انشاء تابستان یا عید به کجا سفر کردیت بود سلامتی معلمی که تو قرض دست و پا میزد و موضوع انشاء رو گفت : علم بهتر است یا ثروت . دانش آموزاش هم همشون نوشتن علم ولی دوتاشون میدونستن تو این دور زمونه ثروت بهتره ...
از امـروز شـروع کن
عـایا ضـمانتـی برای طـلوع خـورشد فــردا وجـود دارد ؟
____
صـبح زود.
هـوا عـالی
پــاییزی پـاییزی
لبخـند خـدارو مـیشه تو آسـمون دید :)
ببـین چـقدر بفـکرمونه...
لبخـندت اونو مـیخندونه
یـه لبخـند یه سـال به عمـرت اضـافه مـیکنه
یـه لبخـندت باعث میشه بـفهمم خـندیدی و خـوب باشم
یه لبخـند :)
اگـه لـبخند رو لبـات اومد
یه لایـک اون کـنار بزن
که مـطمئن شم تونستم حـتی یه نـفرم بخـندونم .... :)
+ میدونـم طـولانی شد ... شـرمنده :)
بــــــہ ســلامتــــــے مادرے کـــه وقتــــــــــے فهمــــید غدا کمـــــــہ؛
یهــــو دلـــــش هــوس نـــون و ماستـــــــــــ کــــــــــرد....!
♥دستـــــــــ بــــوستــــــــــــــم مامانــــــــــــــم♥
..سلامتـــــــــــے همــــــــہ ے مــــــادرا..
آدما رو از حرفایی که در باره دیگران بهتون میزنن باید شناخت :l
حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله....
اول یکی یکی جمعشون میکنی توی بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی توی آب:اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچوقت نمیتونی پرتشون کنی.....
میخوام "مخاطب خاصمو"بهتون معرفی کنم.....
بهترین دوست های دنیا.....دوستای آسمونی.....
.
.
.
، گام (1) : انتخاب یک "شهید"
گام (2) : عهد بستن با شهید
گام (3) : شناخت "شهید"
گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید
گام (5) : درگیر کردن خود با شهید
گام (6) : عدم گناه به احترام شهید !!!
گام (7) : اولین پاسخ شهید
گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت...
الهی روزگارت آفتابی ، الهی شامگاهت مهتابی ، الهی در همه دوران عمر
به قلب هر که خواهی راه یابی !^_^
K : E @@@@@
♤♤ویژه خودمون♤♤
خیلی ناراحت بود . بهش گفتم : بد نباشه ،چرا ناراحتی ؟
گفت : تو اون خونه کوچیک آخه جای مبل هست ، حالا باشه ، پول مبل از کجا بیارم ، تازه باید برم برا چشام ، عینک هم بگیرم چشمام یکم ضعیف شدن باجناقمم از رو پشت بوم افتاده باید برم بیمارستان عیادتش آخه بد بخت تر از من هم پیدا میشه ؟؟؟
غرغر میکرد و میرفت ...
وقتی برگشت خیلی خوشحال بود . گفتم : چی شده مشکلات حل شد ؟؟
گفت : نه . ولی وقتی رفتم دکتر برا ضعیف شدن چشمام آدمی رو دیدم که کور بود . من لنگ پول مبل بودم تو بیمارستان پسری رو دیدم که لنگ پول عمل قلب پدرش بود . من از خونه کوچیکم مینالیدم زن و شوهری رو دیدم که یه زیر زمین واسه کرایه پیدا کرده بودن و انگار دنیارو بهشون داده بود ...
واقعا زندگی الان ما که ازش راضی نیستیم آرزوی خیلیاست
آهای آشنای من که از صد پشت غریبه غریبه تر شدی!
امروز نمکدان هارا شکستی و حرمت نمک هایمان به زمین ریخت اما بـــــــــــدان روزی که انتظارش را نداری آه نمک هایی که به زمین ریختند وآواره شدند دامنت را که نه..... گلویت را میگیرد!!!!
باغبانی پیرم . . .
غیرگلها زهمه دلگیرم :
کوله ام غرق غم است:
آدم خوب کم است:
عده ای بی خبرند:
عده ای کور وکرند .
اندکی هم پکرند:
ومیان رفقا . . .
عده ای همچو شما تاج سرند
. .
.
#@@@Vey@@@#
من:3>
اون:thanks
من3>
اون:thanks
من:3>
اون:thanks
من:ن دیگه اینو دوس نداشت�
اون::-(
من:باشه اینم بخاطر تو3>
.
.
.
.
.
.
.
.
مکالمه من و فیل 4جوک وقتی دارم پستای شمارو میخونم وقلباارو میفشارم...!!!
یه رفیق دستشو گذاشت رو شونه رفیقش گفت: کی قوی تره؟
رفیقش گفت:من
رفیق دلش گرفت،دستشو برداشت و باز پرسید:کی قوی تره؟
او گفت:تو!
گفت چرا نظرت عوض شد؟
او گفت:وقتی دستت رو شونه ام بود فکرمیکردم دنیا پشتمه!
.
.
.
دنیامی رفیق.
دکتر نیستم...اما برایت 10دقیقه راه رفتن،روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،اما دیوانگى قشنگ تر است..
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،تا بفهمى هنوز هم،میشود بى منت محبت کرد..
به ﺗﻮ پیشنهاد میکنم گاهى بلند بخندى،هرکجا که هستى،یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست...
دکتر نیستم،اما به ﺗﻮ پیشنهاد میکنم که شاد باشى!
خورشید،هر روز صبح،بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى" نباش.سهمت را از" شادى زندگى"، همین امروز بگیر.
فراموش نکن "مقصد"، همیشه جایى در "انتهاى مسیر" نیست!"مقصد" لذت بردن از قدمهاییست، که برمى داریم!
طولانی بـود اما ارزش داشـت :)
بالاترین آرزویم برایت این است
حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد
بعضی حرفا هست تو دلت که؛
جمع میشه...
جمع میشه...
جمع میشه...
همه رو که باهم میگی جنگ میشه!!
"بایکوت"
بعضی از خاطراتـ
مثلِ مین های جا مونده ی بعدِ جَنگـ می مونه
یه وقتی،یه زمانی،یه جایی،
چاشنی شون عمل می کنه ...
منفجر نمیشه
ولی
منفجرتـ می کنه ...